تحلیل فاندامنتال یا بنیادی یک از دو روش اصلی بررسی بازار ارزهای دیجیتال است. در تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال ارزش ذاتی یک رمز ارز مورد توجه قرار می‌گیرد و به تغییرات قیمتی آن توجه زیادی نمی‌شود. به منظور بررسی بنیادی یک رمز ارز باید نکات زیادی را در نظر داشت. در این مقاله از رمزینکس به آموزش تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال و چگونگی بررسی بنیادی یک رمز ارز پرداخته شده است.

تحلیل فاندامنتال یا بنیادی ارز دیجیتال چیست؟

تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال روشی است که توسط سرمایه‌گذاران برای تعیین ارزش ذاتی یک دارایی یا تجارت مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش هدف اصلی این است که با نگاه کردن به تعدادی از عوامل داخلی و خارجی ببینیم که دارایی مورد نظر بیش از حد ارزش گذاری شده است یا کم. سپس با استفاده از این اطلاعات می‌توانیم در جهت خرید یا استفاده از دارایی مورد نظر تصمیم بگیریم.

از طرفی هم تجزیه و تحلیل تکنیکال (TA) داده‌ها و اطلاعات ارزشمند تجاری را ارائه می‌دهد اما این دو نتایج مختلفی را به افراد ارائه می‌دهند. افرادی که از تجزیه و تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند معتقدند که می‌توانند حرکت آینده قیمت‌ها را بر اساس عملکرد گذشته دارایی‌ها پیش‌بینی کنند.

این اطلاعات از طریق شناسایی الگوهای کندل استیک (candlestick) و مطالعه شاخص‌های اساسی حاصل می‌شوند. در مقاله «تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال چیست؟ بررسی مهمترین اندیکارتورها در تحلیل تکنیکال دنیای رمز ارزها» به طور مفصل به تحلیل تکنیکال پرداخته شده است.

تحلیلگران فاندامنتال ارز دیجیتال معمولاً به معیارهای تجاری توجه می‌کنند تا ارزش واقعی دارایی را تخمین بزنند. شاخص‌های مورد استفاده در این نوع تحلیل شامل سود هر سهم از جمله میزان سود شرکت بر اساس هر سهم مانده و نسبت قیمت به ارزش دفتری می‌شود. به عنوان مثال این تحلیلگران ممکن است این کار را برای چندین کسب و کار مختلف در آن واحد انجام دهند تا بفهمند که سرمایه‌گذاری احتمالی آن‌ها در مقایسه با دیگران چگونه است.

معایب تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال

شبکه‌های رمزارز را نمی‌توان از طریق همان عوامل مورد نظر برای کسب و کارهای سنتی ارزیابی کرد. اگرچه برخی از ارزهای دیجیتالی غیرمتمرکز مانند بیت کوین به کالاهای اولیه شباهت بیشتری دارند اما حتی متمرکزترین رمزارزها را هم نمی‌توان بر اساس شاخص‌های سنتی تحلیل فاندامنتال ارزیابی کرد.

بنابراین لازم است که توجه خود را به چهارچوب‌های مختلف معطوف کنیم. اولین قدیم در این فرایند شناسایی قوی‌ترین معیارها است. منظور از قوی‌ترین، مواردی است که به راحتی تحت تأثیر سایر عوامل قرار نمی‌گیرند. به عنوان مثال برای ارزیابی توییتر و تلگرام ارزیابی کاربران آن‌ها معیار قوی به شمار نمی‌رود چرا که تعداد حساب‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی بیش از حد تصور هستند.

توجه داشته باشید که هیچ معیار واحدی وجود ندارد که بتواند تصویر کاملی از شبکه مورد ارزیابی ما را ارائه دهد. به عنوان مثال، با نگاه کردن به تعداد آدرس‌های فعال یک بلاک‌چین خواهیم دید که این تعداد روز به روز در حال افزایش است اما این امر اطلاعات مهمی را در اختیار ما قرار نمی‌دهد چرا که اغلب این آدرس‌ها ممکن است به کاربرانی تعلق داشته باشند که هر بار سکه‌های خود را به آدرس‌های جدید منتقل می‌کنند.

آموزش تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال

در بخش‌های بعدی، نگاهی به سه دسته از معیارهای تحلیل فاندامنتال (بنیادی) ارزهای دیجیتال خواهیم انداخت.

  1. معیارهای درون زنجیره‌ای (on-chain metrics)
  2. معیارهای پروژه (project metrics)
  3. معیارهای مالی (financial metrics)

معیارهای درون زنجیره‌ای

معیارهای درون زنجیره‌ای به معیارهایی گفته می‌شود که با مشاهده داده‌های ارائه شده توسط بلاک‌چین قابل مشاهده است. ما می‌توانیم این کار را با اجرای یک گره برای شبکه مورد نظر و سپس صادر کردن داده‌ها انجام دهیم اما این کار ممکن است وقت گیر و گران باشد. به خصوص اگر تنها عامل مورد نظر ما سرمایه‌گذاری باشد و نخواهیم وقت یا منابع خود را برای این کار هدر دهیم.

راه حلی ساده‌تر برای به دست آوردن اطلاعات درون زنجیره‌ای، این است که اطلاعات مورد نظر را از وب سایت‌ها یا رابط برنامه نویسی اپلیکیشن (API) که به طور خاص برای اطلاع رسانی به سرمایه‌گذاران طراحی شده‌اند، کسب کنید.

به عنوان مثال، تجزیه و تحلیل درون زنجیره‌ای وب سایت کوین مارکت کپ (CoinMarketCap) اطلاعات بی‌شماری از ارزهای دیجیتالی همچون بیت کوین به ما ارائه می‌دهد. منابع اضافی دیگری که می‌توانید از داده‌های آن‌ها استفاده کنید مؤسسه کوین متریک (Coinmetrics) و یا گزارش‌های پروژه بایننس ریسرچ (Binance Research) است.

تعداد معاملات

تعداد معاملات معیار خوبی برای ارزیابی فعالیت در شبکه محسوب می‌شود. با استفاده از داده‌های مربوط به هر دوره یا میانگین متحرک می‌توانیم ببینیم که فعالیت شبکه در طول زمان چگونه تغییر می‌کند.

  الگوی کندل استیک پوشاننده نزولی چیست و چگونه از آن سیگنال فروش بگیریم؟

توجه داشته باشید که هنگام کار با این معیارها باید احتیاط کنید. همانند مثالی که در مورد آدرس‌های فعال ارائه دادیم، نمی‌توان اطمینان داشت که کاربران وجوه را بین کیف پول‌های خود منتقل نمی‌کنند تا فعالیت درون زنجیره‌ای را افزایش دهند.

ارزش معامله

ارزش معامله را با تعداد معامله اشتباه نگیرید، ارزش معامله به ما می‌گوید که چه مقدار از وجوه در طول یک دوره معامله شده است. به عنوان نمونه، اگر در مجموع ۱۰ معامله اتریوم، هر کدام به ارزش ۵۰ دلار در یک روز ارسال شود، می‌گوییم حجم معاملات روزانه ۵۰۰ دلار است. می‌توانیم از این معیار برای ارزیابی ارزهایی مانند ارز فیات یا پروتکل‌هایی مانند اتریوم استفاده کنیم.

آدرس‌های فعال

آدرس‌های فعال به آدرس‌های بلاک‌چینی گفته می‌شود که در یک دوره معین فعال هستند. روش‌های مختلفی برای محاسبه و شناسایی این آدرس‌ها وجود دارد. محبوب‌ترین این روش‌ها شمارش گیرنده‌ها و فرستنده‌های هر معامله در دوره‌های تعیین شده مثلاً در روزها، ماه‌ها و سال‌ها است. برخی نیز این آدرس‌ها را در کل دوره پیدایش بلاک‌چین محاسبه می‌کنند.

هزینه‌های پرداخت شده

تعیین هزینه‌های پرداخت شده برای برخی از رمزارزها مهم‌تر از بقیه است. تعیین هزینه‌های پرداخت شده نشان دهنده میزان تقاضای فضای بلاک است. برای انجام معاملات در بلاک‌چین، کاربران با هم رقابت می‌کنند تا معاملاتشان به موقع انجام شود.

کاربرانی که می‌خواهند معاملاتشان زودتر از بقیه انجام شود، هزینه بالاتری می‌پردازند و معاملاتی که قیمت پایین‌تری دارند باید مدتی صبر کنند تا تایید و به بلاک‌چین اضافه شوند.

به دلیل اینکه هزینه‌های استخراج با گذشت زمان افزایش می‌یابد و پاداش یافتن بلاک به مرور زمان کاهش می‌یابد، مسلماً هزینه‌های انجام معاملات نیز افزایش می‌یابد. در غیر این صورت ماینرها بیشتر از سود دچار ضرر خواهند شد و در نتیجه شبکه رمزارز را ترک خواهند کرد که به ضرر همه خواهد بود.

هش ریت (Hash rate) و مقدار سهام

بلاک‌چین‌ها امروزه از الگوریتم اجماع مختلفی استفاده می‌کنند که هر کدام ساز و کارهای منحصر به فرد خود را دارند. با توجه به اینکه این الگوریتم‌ها نقش اساسی در امنیت شبکه ایفا می‌کنند، بررسی و ارزیابی داده‌های آن‌ها برای تجزیه و تحلیل فاندامنتال بسیار ارزشمند است.

هش ریت اغلب به عنوان معیار سلامت شبکه در رمزارزهای مبتنی به الگوریتم اثبات کار استفاده می‌شود. هر چه میزان هش ریت بالاتر باشد، احتمال ایجاد حمله‌های ۵۱ درصدی کمتر خواهد بود.

علاوه بر این، افزایش هش ریت ممکن است به مرور زمان منجر به افزایش علاقه ماینرها به فرایند استخراج و در نتیجه افزایش عرضه و کاهش قیمت رمزارزها شود. در مقابل، کاهش هش ریت ممکن است باعث شود ماینرها شبکه را ترک کرده و عملکرد کل شبکه با اختلال مواجه شود.

عواملی که می‌توانند در هزینه‌های کلی استخراج تأثیرگذار باشند، شامل قیمت فعلی دارایی، تعداد معاملات پردازش شده و هزینه‌های پرداخت شده است؛ البته محاسبه برخی هزینه‌های مستقیم استخراج مانند هزینه برق، توان محاسباتی و تجهیزات کامپیوتر را فراموش نکنید.

فرایند استیکینگ (Staking) در الگوریتم اثبات سهام، یکی دیگر از مفاهیم مشابه اثبات کار است. این دو مکانیسم عملکردهای متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. در الگوریتم اثبات سهام، کاربران دارایی‌های خود را برای مشارکت در اعتبار سنجی بلاک‌ها سپرده گذاری می‌کنند. به این ترتیب ما می‌توانیم برای اندازی گیری سود آن‌ها، مبلغی را که در یک زمان مشخص در شبکه قرار داده‌اند، بررسی کنیم.

معیارهای پروژه

در حالی که معیارهای درون زنجیره‌ای به داده‌های قابل مشاهده در بلاک‌چین مربوط می‌شوند، معیارهای پروژه شامل یک رویکرد کیفی است که به دنبال عواملی مانند عملکرد تیم، وایت پیپر (whitepaper) و نقشه راه آینده است.

وایت پیپر

کارشناسان و تحلیلگران صنعت ارزهای دیجیتال توصیه می‌کنند که قبل از سرمایه‌گذاری، وایت پیپر هر پروژه را به خوبی مطالعه کنید. وایت پیپر یک سند فنی است که نمای کلی پروژه رمزارز مورد نظر را به ما ارائه می‌دهد. یک وایت پیپر خوب باید اهداف شبکه را به خوبی توضیح دهد و به طور کلی اطلاعات زیر را ارائه دهد:

  • فناوری مورد استفاده. آیا ارز دیجیتال مورد نظر متن باز است یا نه؟
  • اهداف و موارد استفاده آن
  • نقشه راه برای ارتقا و اضافه کردن ویژگی‌های جدید به رمزارز
  • طرح تهیه و توزیع سکه یا توکن‌ها

بهتر است این اطلاعات را همراه با نظرات و انتقادات مردم درباره پروژه مورد نظر به خوبی بررسی کنید. علاوه بر این آیا اهدافی که این پروژه برای خود در نظر گرفته است واقع بینانه است یا نه؟

در مقاله «وایت پیپر چیست و چرا مهم است؟» به طور کامل در خصوص وایت پیپر ارزهای دیجیتال صحبت شده است.

تیم توسعه‌دهنده

اگر ارز دیجیتال مورد نظر شما تیم توسعه‌دهنده خاصی داشته باشد، سوابق اعضای آن نشان می‌دهد که آیا این تیم مهارت‌های لازم برای به دست آوردن اهداف مورد نظر پروژه و کمک به موفقیت آن را دارد یا نه. آیا اعضای این تیم قبلاً در رمزارزهای مختلف سرمایه‌گذاری‌های موفق انجام داده‌اند یا نه؟ آیا تخصص و مهارت آن‌ها برای رسیدن به نقاط عطف پیش‌بینی شده کافی است؟ آیا این اعضا درگیر پروژه‌های مشکوک یا کلاهبرداری بوده‌اند؟

  الگوی کندل استیک انبرک سقف و انبرک کف چیست و چگونه سیگنال خرید یا فروش بگیریم؟

اگر این ارز دیجیتال تیم توسعه‌دهنده ندارد، پس انجمن توسعه دهندگان آن شامل چه کسانی می‌شود؟ اگر این پلتفرم گیت هاب (GitHub) عمومی دارد بررسی کنید که چه تعداد مشارکت‌کننده وجود دارد و میزان فعالیت آن چگونه است. بهتر است رمزارزهایی را انتخاب کنید که پیشرفت و توسعه آن به طور مداوم بوده است، نه آن‌هایی را که طی چند سال گذشته ثابت باقی مانده‌اند.

رقبای ارز دیجیتال

یک وایت پیپر قوی باید اطلاعاتی را در مورد هدف و عملکرد ارز دیجیتال مورد نظر ارائه دهد. در این مرحله شناسایی پروژه‌هایی که با آن‌ها رقابت می‌کند و همچنین زیرساخت‌هایی را که می‌خواهد جایگزین شود، مهم است.

در عین حال، تحلیل فاندامنتال این موارد باید به همان اندازه دقیق باشد. ممکن است اهداف و اطلاعات مربوط به یک ارز دیجیتال توجه کاربران را به خود جلب کند اما همین شاخص‌های آماری اعمال شده در دارایی مورد نظر، ضعیف‌تر از سایر دارایی‌ها باشد.

اقتصاد توکنی (Tokenomics) و عرضه اولیه

برخی از پلتفرم‌ها، توکن‌های خود را به عنوان راه حلی برای برخی مشکلات ایجاد می‌کنند. اگرچه این پروژه به خوبی قابل اجرا و راه‌اندازی است اما ممکن است توکن آن در این زمینه خاص مفید نباشد. به همین دلیل تعیین اینکه آیا این توکن سود و بازدهی واقعی دارد یا نه خیلی مهم است. همچنین پاسخ به این سؤال هم مهم است که آیا بازارهای برجسته سودآوری آن را تشخیص خواهند داد یا نه و اینکه چه مقدار می‌توان از این توکن سود به دست آورد؟

عامل مهم دیگری که در این صنعت باید مورد توجه قرار گیرد نحوه عرضه اولیه وجوه است. عرضه اولیه از طریق عرضه اولیه سکه (ICO) یا از طریق عرضه اولیه صرافی (IEO) بوده است؟ آیا کاربران می‌توانند از طریق استخراج آن درآمد قابل توجهی کسب کنند؟

برای پاسخ به سؤال اول و نحوه عرضه اولیه می‌توانید وایت پیپر را مطالعه کنید. تمامی اطلاعات مربوط به عرضه اولیه، چه مقدار برای بنیان‌گذاران و تیم توسعه‌دهنده نگهداری شده است و اینکه چه مقدار در اختیار سرمایه‌گذاران قرار خواهد گرفت، وجود دارد. برای پاسخ به سؤال دوم نیز می‌توانید اطلاعات مربوط به نحوه استخراج و پرداخت‌ها در شبکه را بررسی کنید.

بررسی و ارزیابی نحوه عرضه و توزیع توکن‌ها، اطلاعات مهمی مانند خطرات و معایب موجود در شبکه را در اختیار ما قرار می‌دهد. به عنوان مثال اگر اکثریت قریب به اتفاق توکن‌ها به چند نفر تعلق بگیرد حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری در این ارز دیجیتال خطرات زیادی را به دنبال دارد، چرا که این افراد به راحتی می‌توانند کل بازار را کنترل کنند.

معیارهای مالی و تحلیل فاندامنتال

اطلاعات مربوط به نحوه معاملات دارایی، تاریخچه معاملات قبلی، نقدینگی و بسیاری از موارد دیگر می‌توانند در تحلیل فاندامنتال این دارایی‌ها بسیار مفید باشند. در عین حال، معیارهای جالب دیگری که ممکن است در این گروه قرار بگیرند، معیارهایی هستند که به اقتصاد و انگیزه‌های پروتکل‌های ارز دیجیتال مربوط می‌شوند.

ارزش بازار

ارزش بازار (Market capitalization) یا ارزش شبکه یک ارز دیجیتال با ضرب عرضه در گردش با قیمت فعلی، محاسبه می‌شود. اساساً این آمار، هزینه فرضی خرید هر واحد موجود از دارایی رمزارز را نشان می‌دهد.

ارزش بازار در بسیاری از مواقع ممکن است گمراه کننده باشد. به طور فرضی می‌توان ۱۰ میلیون واحد توکن را صادر کرد، اگر هر کدام از این توکن‌ها با قیمت ۱ دلار معامله شوند، ارزش بازار ۱۰ میلیون دلار خواهد بود. این ارزیابی مسلماً غلط است. صدور توکن بدون یک پیشنهاد ارزش قوی، احتمال اینکه توجه بازارهای گسترده را جلب کند خیلی پایین است.

تعیین اینکه چند واحد از یک رمزارز یا توکن مشخص در گردش است، تقریباً غیرممکن است. چرا که توکن‌ها را به راحتی می‌توان از بین برد، بسیاری ممکن است کلیدهای خصوصی خود را گم کنند و وجوه خود را به همین راحتی از دست دهند. اطلاعاتی که در مورد توکن‌های در گردش می‌بینیم اعداد و ارقامی تخمینی هستند.

با این وجود، از آمار مربوط به ارزش بازار اغلب برای کشف ظرفیت رشد شبکه‌ها استفاده می‌شود. برخی از سرمایه‌گذاران رمزارز معتقدند که سکه‌هایی که ارزش بازار پایینی دارند، در آینده احتمال رشد آن‌ها بیشتر است، بر خلاف این افراد برخی از سرمایه‌گذاران نیز معتقدند که سکه‌هایی که ارزش بازار بالاتری دارند شانس خیلی بیشتری برای موفقیت در آینده دارند.

نقدینگی و حجم

نقدینگی (Liquidity) معیاری برای سهولت خرید یا فروش دارایی است. دارایی نقد، سرمایه‌ای است که مشکلی در فروش آن با قیمت معاملات نداریم. یکی از مفاهیم مرتبط در این مورد بازار نقدینگی (liquid market) است. بازار نقدینگی، یک بازار رقابتی است که مملو از سؤالات و پیشنهاداتی است که منجر به افزایش دامنه پیشنهاد خرید و فروش می‌شود.

  الگوی شمعی ابر سیاه پوشاننده چیست؟ آشنایی با dark cloud cover

در مقابل بازار نقدینگی، بازار غیرنقدینگی وجود دارد. مشکلی که ممکن است در بازار غیر نقدینگی با آن مواجه شویم این است که نمی‌توانیم دارایی‌های خود را با قیمت عادلانه بفروشیم. در مواقعی که قصد فروش دارایی خود را داریم و هیچ خریداری حاضر به انجام معامله نیست، تنها دو راه در پیش داریم. یکی اینکه قیمت درخواستی را کاهش دهیم و دیگری اینکه منتظر افزایش نقدینگی بمانیم.

حجم معاملات، شاخصی است که می‌تواند در تعیین نقدینگی کمک زیادی به ما کند. حجم معاملات را می‌توان از چند طریق اندازه‌گیری کرد و نشان داد که چه مقدار در یک بازه زمانی معامله شده است. در واقع از نمودارها می‌توان برای مشاهده حجم معاملات روزانه و واحد پولی آن، استفاده کرد.

آشنایی با نقدینگی می‌تواند در زمینه تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال بسیار مفید باشد و در نهایت، به عنوان شاخصی از علاقه بازار به یک سرمایه‌گذاری احتمالی عمل می‌کند.

مکانیسم‌های عرضه

از نظر بسیاری از تحلیلگران، سازوکارهای عرضه یک سکه یا رمزارز، جزو جالب‌ترین ویژگی‌ها برای سرمایه‌گذاری است. در واقع استفاده از مدل‌هایی مانند انباشت به جریان (Stock-to-Flow) در میان طرفداران بیت کوین به سرعت در حال افزایش است.

حداکثر عرضه، عرضه در گردش و نرخ تورم از عواملی هستند که در شروع سرمایه‌گذاری بسیار مفید هستند. برخی سکه‌ها با گذشت زمان تعداد واحدهای تولیدی خود را کاهش می‌دهند و این امر باعث جذب سرمایه‌گذاران جدید می‌شود که معتقدند کاهش عرضه واحدها منجر به افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش قیمت‌ها خواهد شد.

از طرف دیگر، سرمایه‌گذاران مختلف ممکن است محدودیت‌های اعمال شده را در طولانی مدت آسیب زا ببینند. این نگرانی‌ها به این دلیل است که کاهش عرضه منجر به عدم استفاده از توکن‌ها می‌شود زیرا که کاربران تصمیم می‌گیرند به جای استفاده آن‌ها را احتکار کنند.

ترکیب معیارها و ایجاد شاخص‌های تحلیل فاندامنتال

حالا که با برخی از اقدامات اساسی و اولیه آشنا شدید، زمان آن رسیده که در مورد ترکیب آن‌ها برای درک بهتر سلامت مالی دارایی‌هایی که با آن‌ها سر و کار دارید آشنا شوید. چرا آشنایی با این موارد ضروری است؟ همانطور که در بخش‌های قبلی توضیح دادیم در هر معیار کاستی‌هایی وجود دارد. علاوه بر این، هنگامی که تنها مجموعه‌ای از اعداد را برای پروژه‌ای بررسی می‌کنید، بسیاری از اطلاعات مهم نادیده گرفته می‌شوند. مثال زیر را در نظر بگیرید:

 

سکه الف

سکه ب

ارزش بازار

۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلار

۵۰۰۰۰۰۰ دلار

تعداد معاملات (۶ ماه گذشته)

۲۰۰۰۰۰۰۰

۴۰۰۰۰۰۰۰

میانگین ارزش معاملات (۶ ماه گذشته)

۵۰ دلار

۱۰۰ دلار

آدرس‌های فعال (۶ ماه گذشته)

۳۰۰۰۰

۲۰۰۰

بررسی آدرس‌های فعال شبکه به تنهایی در مقایسه و ارزیابی این دو پیشنهاد به ما کمک نمی‌کند. به طور قطع می‌توان گفت که سکه الف در شش ماه گذشته آدرس‌های فعال‌تری را نسبت به سکه ب داشته است اما این آمار از تحلیل جامع جدا است. این ارقام چه ربطی به بازار یا تعداد معاملات دارند؟

یک رویکرد بهتر و محتاطانه‌تر، ایجاد نوعی نسبت است که بتوانیم برای برخی از آمارهای سکه‌های الف اعمال کنیم، سپس آن را با همان نسبت استفاده شده در سکه ب مقایسه کنیم. با استفاده از این رویکرد ما کورکورانه معیارهای فردی هر سکه را مقایسه نمی‌کنیم بلکه استانداردی برای ارزش‌گذاری سکه به طور مستقل ایجاد می‌کنیم.

به عنوان مثال، ممکن است بخواهیم از رابطه محدودیت بازار و تعداد معاملات اطلاعاتی فرارتر از ارزش بازار کسب کنیم. در این صورت، ارزش بازار را بر اساس تعداد معاملات تقسیم می‌کنیم. در نهایت برای سکه الف با نسبت ۵ و برای سکه ب با نسبت ۰/۱۲۵ مواجه هستیم.

با به دست آوردن این نسبت ممکن است فکر کنیم که سکه‌های ب ارزش بیشتری نسبت به سکه‌های الف دارند چرا که تعداد محاسبه شده آن‌ها کمتر است اما در اصل این نسبت به معنای این است که معاملات بسیار بیشتری در رابطه با محدودیت بازار در سکه ب وجود دارد. در واقع این‌گونه به نظر می‌رسد که سکه ب سودآوری بیشتری دارد یا سکه الف بیش از حد ارزش‌گذاری شده است.

این مشاهدات و بررسی‌ها به هیچ وجه نباید به عنوان مشاوره با سرمایه‌گذاری تلقی شوند. این نمودار صرفاً مثالی از چگونگی ترسیم یک قسمت کوچک از تصویر بزرگ‌تر است. بدون درک اهداف پروژه‌ها و عملکرد سکه‌ها، نمی‌توانید تعیین کنید که تعداد معاملات کوچک‌تر در سکه الف پیشرفت مثبت داشته است یا منفی.

نسبت مشابهی که در بازارهای رمزارز محبوبیت خاصی پیدا کرده است، نسبت ارز به تراکنش (NVT) است. نسبت ارز شبکه به معامله که توسط تحلیلگران ویلی وو (Willy Woo) ساخته شده است، نسبت قیمت به درآمد جهانی رمزنگاری نامیده شده است. به زبانی ساده‌تر این تقسیم ارزش بازار با مقدار شبکه (معمولاً در نمودار روزانه) است.

سخن آخر

ما تنها قسمت کوچکی از شاخص‌های مختلف تجزیه و تحلیل فاندامنتال ارز دیجیتال را بررسی کردیم. تجزیه و تحلیل فاندامنتال همه چیز در مورد توسعه سیستمی است که می‌تواند برای ارزیابی پروژه‌ها در سراسر کشور مورد استفاده قرار گیرد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید