آیا شما هم جزو ۸۰ درصد از معاملهگرانی هستید که از ترس ضرر، در نقاط کلیدی بازار تصمیمات نادرست میگیرند؟ تحقیقات نشان میدهد که سوگیری زیان گریزی در ترید یکی از اصلیترین دلایلی است که باعث میشود معاملهگران سودهای ۲۰ درصدی را زود ببندند اما ضررهای ۵۰ درصدی را نگه دارند.
طبق مطالعه دانیل کانمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد، انسانها دو برابر بیشتر از سود، از ضرر میترسند. همین ترس باعث شد در سقوط بیت کوین از ۱۰۸ هزار به ۷۴ هزار دلار، بسیاری از معاملهگران حاضر به بستن موقعیتها و محقق کردن ضررهای کوچک نشوند و با نگهداری از موقعیتهای و گاه تزریق نقدینگی بیشتر، ضرر خود را بیشتر کنند.
در این مقاله از رمزینکس با راهکارهای عملی برای غلبه بر این تله روانی آشنا میشویم، تا از معاملهگری احساسی به سوی معاملهگری منطقی حرکت کنیم.
سوگیری زیانگریزی در معاملهگری چیست؟
سوگیری زیانگریزی در معاملهگری نوعی تله روانی است که بسیاری از معاملهگران در آن گرفتار میشوند. این سوگیری باعث میشود آنها از ترس ضرر، حتی از کسب سودهای مساوی هم چشمپوشی کنند. به قول معروف از ترس مرگ خودکشی میکنند!

دانیل کانمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد، آزمایش هوشمندانهای در این مورد انجام داد. او از دانشجویانش خواست در یک بازی سکه شرکت کنند. قانون ساده بود: اگر خط میآمد، ۱۰ دلار از دست میدادند. سپس پرسید برای ارزشمند بودن این ریسک، باید چقدر برنده شوند؟ نتیجه جالب بود؛ اکثر دانشجویان گفتند حداقل ۲۰ دلار! یعنی برای پذیرش ریسک از دست دادن ۱۰ دلار، به سودی دو برابر نیاز داشتند.
این سوگیری را در دنیای معامله هم میبینیم. فرض کنید معاملهای با احتمال برابر سود و ضرر ۱۰۰ دلاری به شما پیشنهاد میشود. یک معاملهگر دچار سوگیری زیانگریزی معمولا از این فرصت چشمپوشی میکند، چون ذهنش روی احتمال ضرر قفل میشود و عطای سود را به لقایش میبخشد.
آمارها نشان میدهد که حدود ۸۰% معاملهگران در نهایت پول از دست میدهند، و جالب اینجاست که سوگیری زیانگریزی یکی از متهمان اصلی است. معاملهگران مبتلا به این سوگیری در بازار ماندن برایشان سخت است، چون همیشه منتظر ضرر هستند. حتی وقتی به سود میرسند، از ترس تبدیل شدن سود به ضرر، زود معامله را میبندند. در حالی که ضرر بخش طبیعی معامله است و باید یاد بگیریم با آن کنار بیاییم.
مثالی از سوگیری زیانگریزی

برای مثال معاملهگر هستید و میبینید داراییای در قیمت ۱۰ دلار معامله میشود. میتوانید یک معامله با نسبت ریسک-پاداش برابر داشته باشید که حد ضرر را روی ۵ دلار و حد سود را روی ۱۵ دلار میگذارید.
در این حالت، فرض کنید ۱۰ هزار دلار برای خرج کردن دارید. اگر معامله به نفعتان پیش برود، ۵ هزار دلار سود میکنید و اگر بد پیش برود، ۵ هزار دلار ضرر میکنید. اگر دچار سوگیری زیانگریزی باشید، معمولا از ترس اینکه قیمت به ۵ دلار برسد، از باز کردن چنین معاملهای خودداری میکنید.
مثال دیگر سوگیری زیانگریزی این است که ارز دیجیتالی را در ۵ دلار میخرید و امیدوارید وقتی به ۷ دلار رسید خارج شوید. اما چون معاملهگر ریسکگریزی هستید، وقتی به ۶ دلار میرسد خارج میشوید، در حالی که سودتان هنوز کامل نشده است.
انواع سوگیری زیانگریزی
در بازار فروش و خرید ارز دیجیتال سه نوع اصلی سوگیری زیانگریزی وجود دارد:
- تمایل به حفظ وضع موجود: اول، سوگیری وضع موجود است، که یک سوگیری شناختی است که در آن مردم ترجیح میدهند همه چیز همانطور که هست باقی بماند. در این حالت، معاملهگری که ۱۰ هزار دلار دارد ترجیح میدهد آن را نگه دارد به جای اینکه معامله کند و فرصت کسب سود کوچکی داشته باشد.
- سوگیری واگذاری: دوم، سوگیری واگذاری است، موقعیتی که در آن شخص تمایل دارد داراییهای سودده را بفروشد و آنهایی را که در حال ضرر هستند بخرد.
- نظریه چشمانداز: در نهایت، سوگیری نظریه چشمانداز وجود دارد، که توضیح میدهد مردم چگونه بین گزینههای مختلف انتخاب میکنند و چگونه احتمال درکشده این گزینهها را تخمین میزنند. مثلا وقتی به شما ۹۰% شانس برنده شدن ۵۰۰ دلار، ۱۰% شانس برنده شدن ۱۰ دلار و نگه داشتن ۴۰۰ دلار داده میشود، بیشتر مردم ترجیح میدهند ۴۰۰ دلار را بگیرند.

اثرات زیانبار سوگیری زیانگریزی در تصمیمگیری سرمایهگذاری
سوگیری زیانگریزی در تصمیمگیری سرمایهگذاری به نتایج نامطلوبی برای سرمایهگذاران منجر شود. درک تاثیر آن برای حرکت مؤثر در بازارهای مالی و محافظت از سبد ارز دیجیتال ضروری است. برخی از اثرات زیانبار سوگیری زیانگریزی عبارتند از:

۱- اقدام نکردن
سوگیری زیانگریزی اغلب به سوگیری عدم اقدام منجر میشود، جایی که سرمایهگذاران از ترس ضررهای احتمالی، از ایجاد تغییرات لازم در سبد سهامشان خودداری میکنند. به اصطلاح از ترس مار، از ریسمان سیاه و سفید میترسند. این بیمیلی به عمل، مانع از بهینهسازی سبد ارز دیجیتال و بهرهبرداری از فرصتهای موجود میشود.
۲- محقق نکردن ضررهای کوچک
سرمایهگذاران ممکن است داراییهای در حال افت را برای مدت طولانی نگه دارند، به این امید که بهبود یابند و به سودآوری برگردند. این رفتار که ناشی از پریشانی عاطفی یک زیان بالقوه است، اگر داراییها همچنان عملکرد ضعیفی داشته باشند، به زیانهای حتی بزرگتری منجر میشود.
۳- ریسک گریزی
سرمایهگذاران زیانگریز ممکن است ریسکگریزی بیشتری نشان دهند و برای اجتناب از زیانهای احتمالی، سرمایهگذاریهای کمریسک با بازده پایینتر را ترجیح دهند. اگرچه چنین سرمایهگذاریهایی ممکن است ثبات ارائه دهند، اما اغلب پتانسیل بازدههای بالاتر مرتبط با سرمایهگذاریهای با ریسک متوسط یا بالاتر را ندارند.
۴- از دست دادن فرصتها
ترس از ضرر باعث میشود سرمایهگذاران فرصتهای سودآور با بازدههای بالقوه بیشتر را از دست بدهند. آنها از کاوش مسیرهای جدید سرمایهگذاری اجتناب میکنند یا به دلیل ریسک زیانها، از ورود به موقعیتهایی که میتوانند پتانسیل بازده قابل توجهی ارائه دهند، تردید میکنند.
۵- کاهش بازدهی بلندمدت
در طول زمان، سوگیری زیانگریزی میتواند تاثیر منفی بر بازدههای سرمایهگذاری بلندمدت داشته باشد. با اولویت دادن به اجتناب از زیانها نسبت به سودهای بالقوه، سرمایهگذاران استراتژیهای بیش از حد محافظهکارانهای را اتخاذ میکنند که فرصتهای رشد را محدود میکند.
همچنین، استفاده از ابزارهایی مانند ماشین حساب سود مرکب میتواند به سرمایهگذاران کمک کند که بازدههای بلندمدت را بهتر تخمین بزنند.
پیامدهای احتمالی سوگیری زیان گریزی در ترید
این سوگیری میتواند در هر مرحلهای از حرفه معاملهگران، گلوگاه باشد. در واقع، سوگیری زیان گریزی به تصمیم نگرفتن برای ورود به یک معامله منجر میشود، حتی با وجود اینکه همه تحلیلها نشان میدهد که میتواند سودهای خوبی تولید کند.
مشکل دیگر خروج خیلی زود از یک معامله برنده فقط به این دلیل که مقداری سود به دست آمده، حتی با وجود اینکه هدف – و حد سود – ما بالاتر بود.
عکس این هم درست است. سوگیری زیانگریزی باعث میشود معاملهگر تصمیم بگیرد یک موقعیت در حال سقوط را فورا نبندد تا منتظر برگشت بماند و سپس با افت حتی بیشتری مواجه شود.
چرا سوگیری زیانگریزی اتفاق میافتد؟
این پدیده توسط ترکیبی از ساختار عصبی، عوامل اجتماعی-اقتصادی و پیشینه فرهنگی ما ایجاد میشود:

۱. ساختار عصبی ما
سه منطقه خاص در مغز انسان در موقعیتهای مربوط به سوگیری زیانگریزی فعال میشوند؛ آمیگدالا (بخشی از مغز که ترس را پردازش میکند)، استریاتوم (بخشی از مغز که خطاهای پیشبینی را مدیریت میکند) و ناحیه اینسولا (بخشی از مغز که با آمیگدالا همکاری میکند تا ما از انواع خاصی از رفتار اجتناب کنیم).
وقتی قیمت یک ارز دیجیتال ناگهان سقوط میکند، این بخشهای مغز فعال میشوند و باعث میشوند که معاملهگر بدون فکر، موقعیت خود را با ضرر ببندد، درست مثل واکنش غریزی به دیدن یک مار!
۲. عوامل اجتماعی-اقتصادی
سلسله مراتب اجتماعی نشانگر خوبی برای سطح سوگیری زیانگریزی یک فرد است. ِانا اینسی، استاد رفتار سازمانی در مدرسه اقتصاد لندن، دریافت که افراد قدرتمند کمتر زیانگریز هستند. این طرز فکر به این دلیل است که افراد قدرتمند معمولا به خاطر ثروت و شبکه ارتباطیشان، در موقعیت بهتری برای پذیرش زیان هستند.
برای مثال، وقتی بیتکوین سقوط میکند، سرمایهگذاران بزرگ مثل مایکل سیلور نه تنها نمیفروشند، بلکه بیشتر هم میخرند، چون توانایی مالی تحمل زیان موقت را دارند.
۳. فرهنگ
پیشینه فرهنگی با میزان سوگیری زیانگریزی یک فرد ارتباط دارد. تحقیقات نشان داده که فرهنگهای جمعگرا کمتر زیانگریز هستند. یک نظریه برای این موضوع این است که فردی که در محیط جمعگرا زندگی میکند، احتمالا ارتباطات اجتماعی بیشتر (و نزدیکتری) دارد. یعنی اگر تصمیم ضعیفی بگیرد و متحمل زیان شود، این افراد از دوستان، خانواده و جامعهشان حمایت دریافت میکنند.
در جوامع آسیای شرقی، معاملهگران کریپتو اغلب در گروههای معاملاتی فعالیت میکنند و اطلاعات و ریسکها را به اشتراک میگذارند، در حالی که در جوامع فردگرا، معاملهگران معمولاً تنها کار میکنند و در نتیجه محتاطتر و زیانگریزتر هستند.
چگونه بر سوگیری زیانگریزی غلبه کنیم؟
غلبه بر سوگیری زیانگریزی در سرمایهگذاری برای بهینهسازی عملکرد سبد ارز دیجیتال ضروری است. این کار میتواند به سرمایهگذاران کمک کند تاثیر مخرب این سوگیری را کاهش دهند. در اینجا چند راه برای غلبه بر زیانگریزی میبینیم:

۱- آموزش و آگاهی
اولین قدم، درک سوگیریهایی است که بر فرآیندهای تصمیمگیری تاثیر میگذارند. آموزش خود درباره زیانگریزی به سرمایهگذاران کمک میکند تاثیر آن را تشخیص دهند و کاهش دهند. وقتی قیمت بیت کوین از ۱۲۰ هزار دلار به ۱۱۲ هزار دلار سقوط کرد، بسیاری از معاملهگران تازهکار از ترس، سرمایه خود را با ضرر فروختند. اما معاملهگران آموزشدیده میدانستند که این نوسانات در بازار کریپتو طبیعی است.
۲- تمرکز بر اهداف بلند مدت
دیدگاه سرمایهگذاری بلندمدت اهمیت نوسانات کوتاهمدت را کاهش میدهد. این کار کمک میکند علیرغم افتهای موقت بازار، به برنامه سرمایهگذاری متعهد بمانید. برای مثال، سرمایهگذارانی که در سال ۲۰۱۷ اتریوم را در قیمت ۳۰۰ دلار خریدند و با وجود سقوط به ۸۰ دلار، آن را نگه داشتند، در سال ۲۰۲۱ وقتی قیمت به بالای ۴ هزار دلار رسید، سود چشمگیری کردند.
۳- تنوع بخشی
ایجاد سبد سرمایهگذاری متنوع در طبقات دارایی مختلف میتواند ریسک را پخش کند و تاثیر زیانهای احتمالی در هر سرمایهگذاری منفرد را کاهش دهد. مثلا، به جای سرمایهگذاری فقط روی بیت کوین، میتوانید سرمایه خود را بین بیت کوین، اتریوم، سولانا و دیگر پروژههای معتبر تقسیم کنید تا ریسک کمتری متحمل شوید.
۴- تعیین اهداف سرمایهگذاری روشن
داشتن اهداف سرمایهگذاری مشخص و یک برنامه ساختارمند یک نقشه راه فراهم میکند و تصمیمگیری احساسی در طول نوسانات بازار را کاهش دهد. میتوانید برنامهریزی کنید که مثلا ۳۰% سود را هدف قرار دهید و حد ضرر ۱۵% بگذارید. همچنین میتوانید تصمیم بگیرید که هر ماه مقدار مشخصی کریپتو بخرید، صرف نظر از قیمت آن (استراتژی DCA).
۵- تغییر زاویه دید
وقتی کسی سرمایهگذاری میکند، ممکن است روی پیامدهای منفی احتمالی تمرکز کند. مثل معاملهگری که فقط به احتمال سقوط بیت کوین فکر میکند و فرصتهای رشد آن را نمیبیند. به جای چارچوببندی نتایج به این شکل، سعی کنید روی سودهای بالقوهای که سرمایهگذاری میتواند به همراه داشته باشد تمرکز کنید. به قول معروف، نیمه پر لیوان را ببینید.
۶- واقعبین بودن درباره ضررهای مالی
واقعبین بودن درباره ضررهای مالی در سرمایهگذاری مهم است چون اغلب اتفاق میافتد. درست مثل زمانی که اتریوم در سال ۲۰۱۸ از ۱۴۰۰ دلار به ۸۰ دلار سقوط کرد، اما بعدا به بالای ۴ هزار دلار رسید. پس باید بپذیریم که ضرر تمام ماجرا نیست و قطعا فرصتهای سودآوری باز هم رخ خواهند داد.
۷- کنار گذاشتن احساسات در سرمایهگذاریها
تصمیمگیری درباره سرمایهگذاریها با احساسات به عنوان نیروی محرک خطرناک است. در بازار کریپتو، بسیاری از معاملهگران با دیدن رشد سریع یک میم کوین، از ترس از دست دادن فرصت (FOMO) وارد میشوند و اغلب ضرر میکنند. به جای این کار، قبل از تصمیم نهایی، تحقیق کامل انجام دهید تا احساسات به جای شما تصمیم نگیرد.
جمعبندی
پیش از هر چیز بیایید مطالب این مقاله را مرور کنیم:
| *** | توضیح خلاصه |
|---|---|
| تعریف | تمایل ذهن انسان به پرهیز از ضرر بیش از میل به کسب سود؛ درد ضرر حدود دو برابر لذت سود حس میشود. |
| نکته کلیدی پژوهشها | طبق مطالعات دانیل کانمن، انسانها برای پذیرش ریسک از دست دادن ۱۰ دلار، به حداقل ۲۰ دلار سود نیاز دارند. |
| نمونه رفتاری در ترید | بستن زودهنگام معاملات سودده و نگه داشتن معاملات زیانده. |
| عوامل اجتماعی-اقتصادی | افراد قدرتمند و ثروتمند معمولا زیانگریزی کمتری دارند چون توان تحمل ضرر را دارند. |
| عوامل فرهنگی | فرهنگهای جمعگرا (مثل شرق آسیا) زیانگریزی کمتری دارند چون حمایت اجتماعی بیشتری دارند. |
| مهمترین راهکار غلبه | پایبندی به برنامه معاملاتی، به خصوص حد ضررها |
سوگیری زیانگریزی یکی از مهمترین چالشهای روانشناختی در معاملهگری است که باعث میشود معاملهگران از ترس ضرر، فرصتهای سودآور را از دست بدهند. این سوگیری در سه شکل اصلی خود را نشان میدهد: تمایل به حفظ وضع موجود، سوگیری واگذاری (فروش زود هنگام سودها و نگه داشتن ضررها) و نظریه چشمانداز (ترجیح گزینههای مطمئنتر حتی با سود کمتر).
برای غلبه بر این سوگیری، معاملهگران باید چند اصل کلیدی را رعایت کنند: اول، تصمیمگیری سیستماتیک و بر پایه قوانین از پیش تعیین شده؛ دوم، تنوعبخشی مناسب در سبد سرمایهگذاری؛ سوم، جداسازی احساسات از تصمیمات معاملاتی و در نهایت، داشتن دیدگاه بلندمدت به جای تمرکز بر نوسانات کوتاهمدت.
سوالات متداول
آیا سوگیری زیان گریزی در ترید با ریسکگریزی در سرمایهگذاری یکسان است؟
اگرچه با هم مرتبط هستند، اما یکسان نیستند. زیانگریزی به سوگیری روانشناختی ترس از ضرر بیشتر از سود معادل اشاره دارد که بر رفتار ریسکگریزی در سرمایهگذاری تاثیر میگذارد.
سوگیری زیان گریزی در ترید چگونه بر عملکرد سبد سرمایهگذاری تاثیر میگذارد؟
زیانگریزی ممکن است به انتخابهای محافظهکارانه، از دست دادن فرصتها و بیمیلی به اقدام منجر شود که رشد و تنوعبخشی سبد ارز دیجیتال را مختل میکند.
تاثیرات زیانگریزی بر بازدههای بلندمدت صندوقهای سرمایهگذاری مشترک چیست؟
در طول زمان، زیانگریزی میتواند تاثیر منفی بر بازدههای سرمایهگذاری بلندمدت داشته باشد. با اولویت دادن به اجتناب از زیانها نسبت به سودهای بالقوه، سرمایهگذاران ممکن است استراتژیهای بیش از حد محافظهکارانهای را انتخاب کنند که فرصتهای رشد را محدود میکند.
آیا زیانگریزی همیشه در تصمیمات سرمایهگذاری مضر است؟
اگرچه زیانگریزی به انتخابهای محافظهکارانه منجر میشود، اما میتواند از سرمایهگذاران در برابر ریسکهای بیش از حد هم محافظت کند.







نظرات کاربران