بهترین و پرسودترین استراتژی اسکالپ با وین ریت بالا - رمزینکس

بهترین استراتژی اسکالپ با وین‌ریت بالا چیست؟

نمی‌توان هیچ استراتژی واحدی را به عنوان بهترین استراتژی اسکالپ با وین ریت بالا معرفی کرد.
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۴۰۲ / تاریخ بروزرسانی: ۲۳ خرداد ۱۴۰۳

استراتژی اسکالپ (Scalping) یک روش معاملاتی در بازارهای مالی است که برای کسب سود از تغییرات کوچک و ناپایدار قیمت در طی مدت‌های زمانی کوتاه استفاده می‌شود. در این روش، معامله‌گران (تریدرها) سعی می‌کنند از اختلافات کوچک قیمتی در بازه‌های زمانی کوتاه، معمولاً به مدت چند دقیقه یا حتی ثانیه‌ای، سود ببرند. در این مطلب رمزینکس، استراتژی‌های مختلف را بررسی می‌کنیم تا به بهترین استراتژی اسکالپ برسیم.

کوتاه درباره اسکالپ 

اصلی‌ترین هدف اسکالپ، بهره‌گیری از حرکت‌های کوچک و مکرر قیمت‌ها است. این روش بر پایه فعالیت مکرر و سریع بر روی موقعیت‌های خرید و فروش کوتاه‌مدت استوار است. معامله‌گران اسکالپ که اصطلاحا اسکالپر (Scalper) نامیده می‌شوند، از ابزارهای فنی مانند نمودارهای سهمی، شاخص‌های تکنیکال، و داده‌های سریع مانند Level II و Time and Sales استفاده می‌کنند تا لحظه‌ای به بهره‌وری از تغییرات کوچک قیمتی بپردازند.

استراتژی اسکالپ نیازمند تصمیمات سریع و ریسک‌پذیری بالا است. این روش نسبتاً پرخطر است و نیاز به تمرکز بالا و دانش فنی قوی دارد. همچنین، برای موفقیت در این استراتژی، دسترسی به فناوری و سرعت اجرای بالا از اهمیت بسیاری برخوردار است. روش اسکالپ در بازارهای مختلف مالی کاربرد دارد؛ اما هر ویژگی‌های خاص خود را دارد و استفاده از اسکالپینگ در هر بازار بازار استراتژی خاص خود را می‌طلبد.

استراتژی اسکالپ نیازمند تصمیمات سریع و ریسک‌پذیری بالا است.

عوامل موثر بر انتخاب استراتژی اسکالپ 

استراتژی های اسکالپ به طور کلی بر اساس ۳ عامل اصلی تقسیم می شوند:

۱. تایم‌فریم

تایم فریم استراتژی اسکالپ تعیین می‌کند که معاملات در چه بازه زمانی انجام شوند. استراتژی اسکالپ یک استراتژی معاملاتی کوتاه‌مدت است که هدف آن کسب سود از تغییرات ناگهانی قیمت است. تایم فریم‌های مناسب برای اسکالپ در بازار ارز دیجیتال معمولاً بین ۱ دقیقه تا ۱۵ دقیقه هستند. 

استراتژی‌های اسکالپ بر اساس حرکت سریع قیمت کار می‌کنند. بنابراین، استفاده از تایم فریم‌های کوچک برای این استراتژی‌ها ضروری است. تایم فریم‌های کوچک به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا تغییرات قیمت را سریعتر شناسایی کنند و معاملات خود را با دقت بیشتری انجام دهند.

  • تایم فریم ۱ دقیقه: مناسب برای معاملات بسیار کوتاه‌مدت
  • تایم فریم ۵ دقیقه: مناسب برای معاملات کوتاه‌مدت تا متوسط
  •  تایم فریم ۱۵ دقیقه: مناسب برای معاملات بلند‌مدت

۲. حجم معاملات

حجم معاملات استراتژی اسکالپ در بازار ارز دیجیتال به مقدار ارز دیجیتالی که اسکالپ در هر معامله می‌خرد یا می‌فروشد، اشاره دارد. در اسکالپینگ، معامله‌گران به دنبال معاملات کوتاه‌مدت با سودهای کوچک هستند. بنابراین، حجم معاملات در هر معامله معمولاً کوچک است که این امر به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا از نوسانات کوچک قیمت سود ببرند. با این حال، حجم معاملات در اسکالپینگ نیز باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا سود قابل توجهی به دست آورد. اگر حجم معاملات خیلی کم باشد، سود بالقوه معامله نیز کم خواهد بود.

حجم معاملات در اسکالپینگ نیز باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا سود قابل توجهی به دست آورد.

۳. اندیکاتورها

اندیکاتورها ابزارهایی هستند که تریدرها از آنها برای شناسایی سیگنال های معاملاتی استفاده می کنند. اندیکاتورهای اسکالپ معمولاً ساده و قابل فهم هستند.

پیشنهاد خواندنی: بهترین اندیکاتورهای تریدینگ ویو چیست؟

انواع استراتژی اسکالپ

با توجه به این عوامل، می‌توان استراتژی‌های اسکالپ را به چهار دسته کلی تقسیم کرد:

۱. استراتژی‌های اسکالپ مبتنی بر پرایس اکشن

استراتژی‌های اسکالپ مبتنی بر پرایس اکشن از الگوهای قیمتی برای شناسایی سیگنال‌های معاملاتی استفاده می‌کنند. این الگوها می‌توانند الگوهایی مثل بازگشتی، الگوهای ادامه روند و الگوهای شمعی باشند.

۲. استراتژی‌های اسکالپ مبتنی بر اندیکاتورها

این استراتژی‌ها از اندیکاتورهای تکنیکال را برای شناسایی سیگنال‌های معاملاتی به کار می‌برند. این اندیکاتورها شامل اندیکاتورهای روند، اندیکاتورهای مومنتوم و اندیکاتورهای نوسان هستند.

۳. استراتژی‌های اسکالپ مبتنی بر الگوریتم‌ها

این استراتژی‌ها هم معمولا بر اساس داده‌های تاریخی قیمت و حجم معاملات ایجاد می‌شوند و از آن‌ها برای نقاط ورود و خروج استفاده می‌کنند.

۴. استراتژی‌های اسکالپ مبتنی بر اخبار

اخبار مهم اقتصادی و سیاسی تاثیر قابل‌توجهی روی قیمت دارایی‌ها دارند. استراتژی‌ای که بر این اساس چیده می‌شود، تکیه زیادی رو اخبار دارد. از آن‌ها برای شناسایی سیگنال‌های معاملاتی استفاده می‌کند.

استراتژی اسکالپ بسیار تحت تاثیر اخبار روز است.

انتخاب بهترین استراتژی اسکالپ 

“بهترین” استراتژی اسکالپینگ در معاملات ارز دیجیتال بسته به شرایط بازار، ترجیحات فردی، تحمل ریسک و تخصص معامله‌گر می‌تواند متفاوت باشد. استراتژی‌های اسکالپینگ معمولاً شامل معاملات سریع با هدف گرفتن حرکات کوچک قیمت برای کسب سود سریع هستند. در بخش قبلی این مطلب، در واقع به طور کلی به بهترین استراتژی‌های اسکالپ پرداختیم. 

با اینکه که یک استراتژی جهانی کامل وجود ندارد، در ادامه برخی از عناصری را بررسی می‌کنیم که می توانند به اتخاذ یک رویکرد موفق اسکالپینگ کمک کنند:

  • استفاده از شاخص‌های فنی: از شاخص‌های فنی مانند میانگین متحرک، شاخص قدرت نسبی (RSI)، باندهای بولینگر،MACD و موارد مشابه این‌ها استفاده کنید. این شاخص‌ها می‌توانند به شناسایی نقاط ورود و خروج بالقوه کمک کنند.
  • مدیریت ریسک: تکنیک‌ها و اصول مدیریت ریسک سختگیرانه‌ای را به کار بگیرید؛ از جمله تنظیم دستورات توقف ضرر برای محدود کردن ضررهای احتمالی و پایبندی به نسبت‌های ریسک به پاداش از پیش تعیین‌شده برای هر معامله.
  • نقدینگی و نوسان: روی ارزهای دیجیتال با نقدینگی و نوسان بالا تمرکز کنید که امکان تغییرات قابل توجه قیمت را در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر فراهم می‌کنند.
  • بازه‌های زمانی کوتاه: بازه‌های زمانی کوتاه‌تری را برای تحلیل انتخاب کنید؛ مانند نمودارهای یک‌دقیقه‌ای یا ۵ دقیقه‌ای، تا حرکت سریع قیمت را ثبت کنید و عملکرد سریع‌تری داشته باشید.
  • پلتفرم مطمئن: از یک پلتفرم معاملاتی قابل اطمینان و با عملکرد سریع استفاده کنید که تاخیر کم و اشتباهات کمتری را برای اطمینان از اجرای به موقع معامله ارائه می‌دهد.
  • رصد اخبار و رویدادها: از اخبار و رویدادهای بازار آگاه باشید؛ چرا که می‌توانند در کوتاه‌مدت بر قیمت ارزهای دیجیتال تأثیر بسزایی داشته باشند. واکنش سریع به چنین رویدادهایی می‌تواند بخشی از یک استراتژی اسکالپینگ باشد.
  • تمرین: استراتژی خود را با استفاده از یک حساب آزمایشی قبل از اجرای آن در بازارهای زنده، تست و تمرین کنید. علاوه بر این، آماده سازگاری و اصلاح استراتژی خود بر اساس شرایط متغیر بازار هم باشید.
  • هزینه‌های تراکنش: کارمزد تراکنش‌ها و اسپردها را در نظر بگیرید؛ زیرا معاملات مکرر می‌توانند هزینه‌های زیادی داشته باشند. به دنبال صرافی هایی با کارمزد پایین باشید تا سودآوری را بهینه کنید.

پیشنهاد خواندنی: نحوه خرید و انتقال ارز دیجیتال در صرافی ایرانی با کارمزد کمتر

یکی از مواردی که باید هنگام انتخاب استراتژی اسکالپ درنظر گرفت، کارمزد تراکنش است.

محبوب‌ترین استراتژی‌های اسکالپ 

۱. استراتژی Breakout

این استراتژی بر شکست خطوط روند یا سطوح حمایت و مقاومت تمرکز دارد. در این استراتژی، معامله‌گر در جهت شکست قیمت وارد معامله می‌شود.

۲. استراتژی Pullback

این استراتژی برعکس بریک اوت عمل می‌کند و نحوه کار آن بر پایه بازگشت قیمت به خطوط روند یا سطوح حمایت و مقاومت است. هدف معامله‌گر در این استراتژی، بازگشت قیمت است.

۳. استراتژی Pivot Point

نقاط پیوت نقاطی هستند که قیمت قبلاً در آن‌ها تغییر جهت داده است. در این استراتژی، تریدر در جهت تغییر جهت قیمت معاملات خود را انجام می‌دهد.

۴. استراتژی Fibonacci

نسبت‌های فیبوناچی الگوهایی هستند که در طبیعت و بازارها یافت می‌شوند. در این استراتژی، معامله‌گران در نقاطی که قیمت، نسبت‌های فیبوناچی را لمس می‌کند، دست به انجام معاملات می‌زنند.

به یاد داشته باشید که اسکالپینگ شامل معاملات با فرکانس بالاست که می‌تواند کاری بسیار سخت باشد و نیاز به نظارت مداوم بر بازار دارد. همچنین به دلیل معاملات سریع و مکرر، ریسک بالاتری در ارتباط با آن وجود دارد. از این رو درک کامل استراتژی، تمرین جدی با و در نظر گرفتن ریسک‌های موجود قبل از انجام فعالیت‌های اسکالپینگ در بازارهای ارزهای دیجیتال بسیار مهم است. 

آنچه ممکن است به عنوان “بهترین” استراتژی برای یک معامله‌گر عمل کند، ممکن است لزوماً نتایج یکسانی برای معامله‌گران دیگر نداشته باشد؛ بنابراین یافتن استراتژی مناسب با سبک معاملاتی، میزان ریسک‌پذیری و شرایط بازار ضروری است.

الگوی فیبوناچی در ترید اسکالپ

استراتژی اسکالپ در ارز دیجیتال 

استراتژی اسکالپ در بازار ارز دیجیتال کاربرد گسترده‌ای دارد و با توجه به پویایی و تغییرات دائمی در این بازار، به نظر می‌رسد که استراتژی درستی هم باشد. این روش معمولاً در بازارهایی که دارای نوسانات زیادی هستند (مثل بیت‌کوین، اتریوم و دیگر ارزهای رمزنگاری شده) استفاده زیادی دارد. 

برای اینکه بتوان اسکالپ را با احتمال وین ریت (win rate) بالا استفاده کرد، باید اولا سازوکار آن را دانست و در ثانی به تکنیک‌های مختلف آن تسلط داشت؛ آشنا بودن صرف با اسکالپ، احتمالا به ضرر خواهد انجامید و توصیه می‌شود که حتما دانش کافی را برای استفاده از آن کسب کنید. این روش تکنیک‌های زیادی دارد که انتخاب هر کدام از آن‌ها به تسلط و دانش تریدر بستگی دارد.

 استراتژی اسکالپ در بازار ارز دیجیتال به شکل زیر کار می‌کند:

۱. شناسایی بازار مناسب

اولین قدم در استراتژی اسکالپ، شناسایی بازار مناسب است که در اینجا بازارهای ارز دیجیتال به دلیل نوسانات زیاد قیمت، گزینه مناسبی برای اسکالپ هستند.

۲. تحلیل بازار 

پس از شناسایی بازار مناسب، باید بازار را تحلیل کنید تا سیگنال های معاملاتی را شناسایی کنید. اسکالپرها از انواع مختلفی از ابزارهای تحلیل تکنیکال برای تحلیل بازار استفاده می‌کنند. مثل:

  • میانگین‌های متحرک
  • اندیکاتور MACD
  • اندیکاتور  RSI
  • الگوهای کندل استیک
  • سطح حمایت و مقاومت

پیشنهاد خواندنی: الگوی کندل استیک هارامی چیست؟

برای انتخاب استراتژی اسکالپ، باید از تحلیل تکنیکال استفاده کرد.

۳. ورود به معامله

پس از شناسایی سیگنال معاملاتی، باید وارد معامله شوید. معامله‌گران اسکالپ معمولاً از سفارشات حد ضرر و حد سود استفاده می‌کنند تا ریسک معاملات خود را مدیریت کنند.

۴. خروج از معامله

پس از رسیدن به هدف قیمتی خود، باید از معامله خارج شوید. در اینجا هم سفارشات حد سود برای خروج از معاملات عنصری کاربردی است.

در ادامه مثالی از نحوه کار استراتژی اسکالپ در بازار ارز دیجیتال را بررسی می‌کنیم؛

نحوه کار استراتژی اسکالپ در بازار ارز دیجیتال

فرض کنید قیمت بیت‌کوین در حال حاضر ۴۰ هزار دلار است. یک تریدر اسکالپ ممکن است از میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه برای شناسایی روند استفاده کند. اگر میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه صعودی باشد، این تریدر ممکن است انتظار داشته باشد که قیمت بیت کوین در آینده نیز صعودی باشد.

همچنین وی ممکن است از اندیکاتور MACD برای شناسایی نقاط ورود به معامله استفاده کند. اگر خط MACD بالای خط سیگنال باشد، احتمالا انتظار منطقی این اسکالپر صعودی بودن بیت‌ کوین در آینده خواهد بود.

اگر شرایط بالا اتفاق بیافتد، این معامله‌گر ممکن است یک سفارش خرید با حد ضرر ۳۹ هزار دلار و حد سود ۴۱ هزار دلار ثبت کند. اگر قیمت بیت‌کوین به ۴۱ هزار دلار برسد، اسکالپر معامله را با سود ۱۰۰۰ دلار می‌بندد. در این مثال، تریدر از یک سیگنال تکنیکال (میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه صعودی و خط MACD بالای خط سیگنال) برای شناسایی یک موقعیت خرید استفاده می‌کند..

البته، این فقط یک مثال ساده است و استراتژی اسکالپ می‌تواند به روش‌های مختلفی اجرا شود. معامله‌گران باید با توجه به شرایط بازار و ضرورت‌هایی خود، استراتژی مناسب را انتخاب کنند.

پیشنهاد خواندنی: تفاوت بازار فارکس و بیت کوین؛ کدامیک برای سرمایه گذاری بهتر است؟

تکنیک‌های اسکالپ در بازار ارز دیجیتال 

در ادامه انواع تکنیک‌های اسکالپینگ را بررسی می‌کنیم تا با توجه به استراتژی معاملاتی خود از آن‌ها استفاده کنید.

۱. اسکالپ بر اساس حرکت‌های قیمتی

این تکنیک بر روی شناسایی حرکت‌های قیمتی کوتاه‌مدت تمرکز دارد. تریدرها با استفاده از این تکنیک، به دنبال ورود به معاملاتی هستند که احتمال حرکت قیمت در جهت مورد نظر آنها وجود دارد. برای انجام این تکنیک، معامله‌گر باید بتواند روند بازار را تشخیص دهد و نقاط ورود و خروج را شناسایی کند. ابزارهای مختلفی برای این کار در اختیار معامله‌گران وجود دارد؛ از جمله:

  • خطوط روند
  • خطوط حمایت و مقاومت
  • کانال‌های قیمتی
  • میانگین‌های متحرک
  • اسکالپ بر اساس الگوهای قیمتی
  • الگوهای قیمتی تکرارشونده‌ای وجود دارند که می‌توانند برای شناسایی فرصت‌های اسکالپ استفاده شوند. مثل:

برای شناسایی الگوهای قیمتی، تریدر باید بتواند نمودار قیمت را به دقت بررسی کند. برای انجام این کار می‌توان از ابزارهای مختلفی مثل اندیکاتورهای الگوهای قیمتی و تجزیه و تحلیل تکنیکال برای شناسایی الگوهای قیمتی استفاده کرد.

بررسی روندهای قیمتی بازار یکی از موارد مهم در انتخاب استراتژی اسکالپ است.

۲. اسکالپ بر اساس اندیکاتورهای فنی

اندیکاتورهای فنی ابزارهای تحلیلی هستند که می‌توانند برای پیش‌بینی روند بازار استفاده شوند. برای استفاده از اندیکاتورهای فنی در اسکالپ، تریدر باید بتواند اندیکاتورها را به دقت تفسیر کند و از نقاط ورود و خروج مناسب استفاده کند. برخی از اندیکاتورهای فنی محبوب برای اسکالپ عبارتند از:

  • میانگین‌های متحرک:‌ میانگین‌های متحرک شاخص‌هایی هستند که میانگین قیمت‌های گذشته را در یک بازه زمانی مشخص محاسبه می‌کنند. میانگین‌های متحرک می‌توانند برای شناسایی روند بازار و نقاط ورود و خروج استفاده شوند.
  • شاخص قدرت نسبی (RSI): این مورد، یک شاخص تکنیکال است که برای اندازه‌گیری میزان نوسانات قیمت به کار می‌رود. Relative Strength Index می‌تواند برای شناسایی نقاط اشباع خرید و فروش استفاده شود.
  • شاخص MACD: شاخص Moving Average Convergence Divergence هم یکی دیگر از شاخص‌های تکنیکال است که از دو خط تشکیل شده: خط MACD و خط سیگنال. شاخص MACD می‌تواند برای شناسایی روند بازار و نقاط ورود و خروج کاربرد زیادی داشته باشد. 

پیشنهاد خواندنی: روش های تشخیص روند صعودی و نزولی بازار رمز ارزها

۳. اسکالپ بر اساس اخبار و رویدادهای اقتصادی

اخبار و رویدادهای اقتصادی می‌توانند بر قیمت ارزهای دیجیتال تأثیر بگذارند. اسکالپرها می‌توانند از این اطلاعات برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی استفاده کنند. برای انجام این تکنیک، معامله‌گر باید بتواند اخبار و رویدادهای اقتصادی را به دقت دنبال کند و تأثیر آنها بر بازار ارزهای دیجیتال را ارزیابی کند.

۴. اسکالپ بر اساس تجزیه و تحلیل حجم

تجزیه و تحلیل حجم به بررسی حجم معاملات در یک بازه زمانی مشخص می‌پردازد. کاربرد این تکنیک و اطلاعات آن برای اسکالپرها در شناسایی روند بازار و نقاط ورود و خروج است. برای انجام این تکنیک، معامله‌گر باید بتواند حجم معاملات را به دقت بررسی کرده و تأثیر آن بر قیمت را ارزیابی کند.

انتخاب بهترین تکنیک اسکالپ به عوامل مختلفی از جمله سبک معاملاتی، میزان ریسک‌پذیری و شرایط بازار بستگی دارد. معامله‌گران باید قبل از استفاده از هر تکنیک اسکالپ، آن را به دقت بررسی کنند و مطمئن شوند که با شرایط آن آشنا هستند.

استراتژی اسکالپ طلا 

استراتژی اسکالپینگ در بازار طلا یک روش معاملاتی است که بر روی کسب سود از تغییرات کوتاه‌مدت در قیمت طلا تأکید دارد. طلا به عنوان یکی از دارایی‌های بازارهای مالی، تحت تأثیر عوامل گوناگونی همچون وضعیت اقتصادی، نرخ بهره، وضعیت سیاسی و تورم قرار دارد که باعث می‌شود قیمت آن در بازه‌های کوتاه‌مدت نیز تغییر کند.

استراتژی اسکالپ در بازار طلا مستلزم نظم و انضباط، تصمیم‌گیری سریع و توانایی واکنش سریع به حرکات بازار است. با این حال، توجه به این نکته مهم است که در حالی که اسکالپینگ می‌تواند فرصت‌هایی برای سودهای کوتاه‌مدت ارائه دهد، به دلیل فراوانی معاملات و هزینه‌های تراکنش، ریسک‌های بالاتری را نیز در بر دارد. معامله‌گران باید به طور کامل استراتژی را درک کنند، یک برنامه روشن داشته باشند و ریسک‌ها را به طور موثر مدیریت کنند تا در اسکالپ کردن طلا موفق شوند.

استراتژی اسکالپینگ در بازار طلا یک روش معاملاتی است که بر روی کسب سود از تغییرات کوتاه‌مدت در قیمت طلا تأکید دارد.

در ادامه برخی از نکات استراتژی‌های اسکالپ در بازار طلا را به‌طور مختصر بررسی می‌کنیم؛ 

  1. تایم فریم‌ها: استراتژی‌های اسکالپینگ در بازار طلا اغلب از بازه‌های زمانی کوتاه مانند نمودارهای ۱ دقیقه‌ای، ۵ دقیقه‌ای یا حتی بیشتر استفاده می‌کنند. این بازه‌های زمانی کوتاه به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا حرکت‌های سریع قیمت را پیش‌بینی کرده و سریع عمل کنند و از نوسانات کوچک در قیمت طلا بهره ببرند.
  2. تجزیه و تحلیل فنی: معامله‌گران از شاخص‌های فنی مانند میانگین متحرک، شاخص قدرت نسبی (RSI) یا باندهای بولینگر در این بازه‌های زمانی کوتاه استفاده می‌کنند. این اندیکاتورها به شناسایی نقاط ورود و خروج بالقوه بر اساس الگوهای قیمت، حرکت یا شرایط بیش از حد خرید‌وفروش بیش از حد کمک می‌کنند.
  3. نوسانات و نقدینگی: طلا به دلیل نقدینگی خود در بازارهای مالی شناخته شده است و می‌تواند نوسانات قابل توجهی را به خصوص در طول رویدادهای اقتصادی خاص یا تنش‌های ژئوپلیتیکی و اتفاقات سیاسی تجربه کند. تریدرهای اسکالپ به دنبال دوره‌هایی از نوسانات شدید هستند که در آن تغییرات قیمت به طور مکرر رخ می‌دهد و فرصت‌های معاملاتی را ارائه می‌دهد.
  4. مدیریت ریسک: مانند هر استراتژی معاملاتی، مدیریت ریسک در اسکالپینگ طلا ضروری است. اسکالپرها اغلب از دستورات توقف ضرر برای محدود کردن ضررهای احتمالی و حفظ نسبت ریسک به پاداش سخت برای هر معامله استفاده می‌کنند.
  5. اخبار و رویدادها: انتشار اخبار اقتصادی، رویدادها یا تصمیمات سیاسی می‌تواند به طور قابل توجهی بر قیمت طلا تأثیر بگذارد. معامله‌گران مراقب چنین رویدادهایی هستند؛ چرا که می‌توانند باعث تغییرات ناگهانی قیمت، ایجاد فرصت‌ها یا بروز خطرات شوند.
  6. هزینه‌های تراکنش: اسکالپینگ شامل معاملات با فرکانس بالاست که باعث افزایش هزینه‌های تراکنش به دلیل تعداد بالای معاملات می‌شود. از این رو، معامله‌گران باید در هنگام اسکالپ کردن در بازار طلا، کارمزد و اسپرد معاملات را در نظر بگیرند.
  7. تمرین و سازگاری: قبل از اجرای استراتژی‌های اسکالپینگ در بازار طلا، تمرین در یک حساب آزمایشی یا پوزیشن‌های کوچک به معامله گران کمک می‌کند تا با این استراتژی آشنا شوند. همچنین، سازگاری با شرایط متغیر بازار برای اسکالپینگ موفق بسیار مهم است.

پیشنهاد خواندنی: طلا بخریم یا بیت‌کوین؟

مزایا و معایب اسکالپینگ

مثل هر استراتژی دیگری، اسکالپ هم مزایا و معایب خود را در این بازار دارد؛

مزایای اسکالپینگ

  • استفاده از نوسانات کوچک: استراتژی اسکالپینگ امکان استفاده از نوسانات کوچک قیمتی در بازار طلا را فراهم می‌کند. این نوسانات کوچک، امکان کسب سود از معاملات کوتاه مدت را به معامله‌گران می‌دهد.
  • معاملات مکرر: از آنجا که استراتژی اسکالپینگ معمولاً بر روی بازه‌های زمانی کوتاه مانند ۱ یا ۵ دقیقه تمرکز دارد، معامله‌گر می‌تواند معاملات زیادی را در یک بازه زمانی کوتاه انجام دهد که به تنوع و تعداد بیشتر معاملات منجر خواهد شد.
  • تحلیل ساده‌تر: برای بسیاری از معامله‌گران، تحلیل نمودارهای کوتاه مدت آسان‌تر است. این استراتژی معمولاً بر اساس تحلیل فنی ساده‌تر مانند الگوهای شمعی و شاخص‌های فنی ساده مثل میانگین متحرک انجام می‌شود.
به دلیل ساده تر بودن تحلیل نمودارهای کوتاه مدت، اسکالپینگ یک روش مناسب برای کسب درآمد به شمار می‌رود.

معایب اسکالپینگ

  • ریسک بالا: با توجه به تعداد زیاد معاملات و استفاده از بازه زمانی کوتاه، این استراتژی معمولاً با خطرات بالایی همراه است که ممکن است باعث افزایش احتمال زیان شود.
  • هزینه‌های معاملاتی: در معاملات کوتاه مدت، هزینه‌های معاملاتی می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. اعمال پروسه‌های خرید و فروش مکرر معمولا هزینه‌های بیشتری برای معامله‌گر دارد.
  • مشکلات فنی: در بعضی مواقع، اجرای معاملات کوتاه‌مدت ممکن است با مشکلات فنی مواجه شود، مانند لغو سفارشات یا مسائل مربوط به انجام دقیق معاملات در بازه‌های زمانی کوتاه.
  • استرس و فشار روحی: به دلیل تعداد بیشتر معاملات و نیاز به تصمیم‌گیری سریع، استراتژی اسکالپ استرس و فشار روحی زیادی به معامله‌گران وارد می‌کند.

استراتژی اسکالپ با پرایس اکشن 

استراتژی اسکالپینگ با استفاده از پرایس اکشن (Price Action Scalping) یک روش معاملاتی است که بر اساس تحلیل رفتار و حرکت قیمت در نمودارهای قیمتی بدون استفاده از نشانگرهای فنی یا ابزارهای معمول تحلیل فنی مانند مووینگ اوریج یا شاخص‌های دیگر، تأکید دارد. این روش بر این اصل استوار است که رفتار قیمت در گذشته می‌تواند الگوهایی از رفتار آینده قیمت نمایان کند. این استراتژی معمولاً برای معاملاتی با مدت زمان چند دقیقه تا چند ساعت استفاده می‌شود.

در این روش، معامله‌گران بر روی حرکت‌های قیمتی، الگوهای شمعی، سطوح حمایت و مقاومت، و تغییرات قیمتی که در نمودار قیمتی ظاهر می‌شوند، تمرکز می‌کنند. بدون استفاده از نشانگرهای فنی، معامله‌گران تلاش می‌کنند تا از الگوهای و تحولات روی داده در نمودار قیمتی بهره بگیرند تا نقاط ورود و خروج از معاملات را تعیین کنند.

پیشنهاد خواندنی: الگوی کندل استیک مرد دارآویز چیست و چگونه از آن باید سیگنال فروش گرفت؟

اجزای استراتژی اسکالپینگ با پرایس اکشن 

  1. شناخت روند بازار: اولین قدم در استراتژی اسکالپ با پرایس اکشن، شناخت روند بازار است. اسکالپرها باید بتوانند تشخیص دهند که بازار در روند صعودی، نزولی یا خنثی قرار دارد.
  2. الگوهای قیمتی: الگوهای قیمت مانند دوشمعی، معکوس دوشمعی، سه شمعی و الگوهای قیمتی دیگر به عنوان نقاط ورود و خروج معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  3. سطوح حمایت و مقاومت: تعیین سطوح حمایت و مقاومت را می‌توان سطوحی داست که قیمت عموماً نمی‌تواند از آنها عبور کند یا به آن برسد و ممکن است به عنوان نقاط ورود یا خروج استفاده شود.
  4. تغییرات قیمتی مهم: معامله‌گران به دنبال تغییرات مهم در قیمت هستند، مانند افزایش و کاهش قیمت در بازه‌های زمانی کوتاه.
  5. مدیریت ریسک و سود: استفاده از استاپ لاس (Stop-Loss) برای محدود کردن خسارت و تعیین هدف سود (Take-Profit) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا معاملات به طور صحیح مدیریت شوند.

مثالی از استراتژی اسکالپ با پرایس اکشن:

فرض کنید قیمت طلا در حال حاضر در روند صعودی قرار دارد. یک تریدر اسکالپ ممکن است در صورت نزدیک شدن قیمت طلا به سطح حمایت، وارد معامله خرید شود. این تریدر پیش‌بینی می‌کند که قیمت احتمالاً از این سطح عبور کرده و ادامه روند صعودی خود را خواهد داشت.

در این مثال، تریدر می‌تواند حد ضرر خود را در ۱۷۵۰ دلار قرار دهد که به وی اجازه می‌دهد تا در صورت حرکت قیمت در خلاف جهت مورد نظر او، ضررهای خود را محدود کند. همچنین می‌تواند حد سود خود را در ۱۸۷۵ دلار قرار دهد که این حد سود امکان این را فراهم می‌کند که از سودهای احتمالی خود حداکثر استفاده را ببرد.

پرایس اکشن و اسکالپینگ

مزایا

  • سادگی: استفاده از تحلیل پرایس اکشن می‌تواند بسیار ساده و قابل فهم باشد.
  • استفاده از الگوهای قیمتی: تشخیص الگوهای قیمتی و نقاط ورود و خروج از معاملات بر اساس آن‌ها.
  • انعطاف‌پذیری: این استراتژی می‌تواند با شرایط بازار و سبک معاملاتی معامله‌گران تنظیم شود.
  • بازدهی بالقوه بالا: این استراتژی می‌تواند بازدهی بالقوه بالایی داشته باشد، چرا که احتمال کسب سود برای تریدرها در هر معامله بالاست.
  • محافظت در برابر اطلاعات نویز: عدم وابستگی به نشانگرهای فنی می‌تواند معاملات را از تأثیرات نویزهای بازار محافظت کند. اطلاعات نویزی یا نویز بازار به تغییرات و حرکت‌های نامطلوب و ناپیش‌بینی در بازار ارزش‌ها یا دیگر بازارهای مالی اطلاق می‌شود. این تغییرات ممکن است ناشی از اخبار ناگهانی، تأثیرات خبرها، حرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاران، یا حتی معاملات نامتقارن و حجم‌های بزرگ باشند که به طور معمول توسط معامله‌گران حرفه‌ای پیش‌بینی نمی‌شوند. 

معایب

  • تجربه و تحلیل دقیق: استفاده از این روش نیاز به تجربه و تحلیل دقیق ترند و الگوهای قیمتی دارد.
  • ریسک بالا: بدون استفاده از نشانگرهای فنی، ریسک معاملات ممکن است بالاتر رود.
  • محدودیت در شرایط بازار: استراتژی پرایس اکشن ممکن است در شرایط بازاری خاص کمتر بهره‌مند باشد.

استراتژی اسکالپینگ با پرایس اکشن می‌تواند برای معامله‌گرانی که به دنبال تحلیل ساده و عدم وابستگی به نشانگرهای فنی هستند، جذاب باشد. اما، این روش نیازمند تجربه، تحلیل دقیق، و مدیریت ریسک موثر است تا به طور موفق اجرا شود.

بهترین اندیکاتور‌ها برای استراتژی اسکالپ 

استراتژی‌های اسکالپینگ اغلب بر اساس تحلیل فنی و استفاده از اندیکاتورها و الگوهای قیمتی متنوعی انجام می‌شوند. اما، انتخاب بهترین اندیکاتورها برای استراتژی اسکالپینگ بستگی به سبک و خواسته‌های شخصی معامله‌گر دارد. در ادامه چند اندیکاتور مهم را که معمولاً برای استراتژی‌های اسکالپینگ استفاده می‌شوند، بررسی می‌کنیم؛ 

۱. میانگین متحرک (Moving Averages) 

میانگین متحرک (Moving Average – MA) یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین اندیکاتورهای تحلیل فنی است که در استراتژی‌های اسکالپینگ نیز کاربرد دارد. این اندیکاتور میانگین قیمت‌های یک دارایی مالی در یک بازه زمانی خاص را محاسبه می‌کند و نمایش می‌دهد.

میانگین متحرک، مخصوصاً میانگین متحرک ساده و میانگین متحرک اکسپوننشیال (EMA)، به عنوان نشانگرهایی برای تعیین روند بازار و نقاط ورود و خروج معاملات مورد استفاده قرار می‌گیرند. استفاده از میانگین متحرک در استراتژی اسکالپینگ می‌تواند به عنوان نقطه ورود یا خروج از معاملات مورد استفاده قرار گیرد.

میانگین متحرک (Moving Average - MA) یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین اندیکاتورهای تحلیل فنی است

میانگین متحرک ساده (SMA – Simple Moving Average)

 این نوع از میانگین متحرک میانگین ساده قیمت‌های یک دارایی در یک بازه زمانی خاص را محاسبه می‌کند. برای محاسبه SMA، مجموع قیمت‌های ثبت‌شده در طی بازه زمانی مورد نظر، بر تعداد داده‌ها (مثلاً قیمت‌های ۲۰ روز گذشته) تقسیم می‌شود. SMA با انحرافات کمتر و ردیف‌سازی مطلوب‌تری از قیمت‌ها همراه است.

میانگین متحرک اکسپوننشیال (EMA – Exponential Moving Average)

 این میانگین نیز مانند SMA، میانگین قیمت‌ها را در یک بازه زمانی مشخص محاسبه می‌کند؛ اما با اختصاص وزن بیشتر به قیمت‌های جدیدتر. به عبارت دیگر، EMA به قیمت‌های اخیر وزن بیشتری می‌دهد تا سریع‌تر به تغییرات جدید واکنش نشان دهد. در استراتژی اسکالپینگ، می‌توان از میانگین متحرک به عنوان نقطه ورود یا خروج از معاملات استفاده کرد.

به عنوان مثال، معامله‌گران ممکن است وقتی که قیمت از زیر یا روی میانگین متحرک عبور می‌کند، آن را به عنوان نقطه ورود یا خروج از معامله در نظر بگیرند. همچنین، از ترکیب دو یا چند میانگین متحرک با طول‌های مختلف (مانند ۱۰، ۲۰، ۵۰ و ۲۰۰ روز) می‌توان برای تأیید سیگنال‌های معاملاتی استفاده کرد.

مهمترین نکته در استفاده از میانگین متحرک در استراتژی اسکالپینگ، تعیین مناسب بازه زمانی برای محاسبه MA است و همچنین ترکیب آن با سایر اندیکاتورها و الگوهای قیمتی دیگر برای اطمینان از دقت بیشتر سیگنال‌ها. همچنین، بهتر است قبل از استفاده واقعی در بازار آموزش و تست‌های بیشتر را برای اطمینان از عملکرد و اثربخشی آن انجام داد.

پیشنهاد خواندنی: بهترین ابزارهای جایگزین تریدینگ ویو چیست؟

۲. شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index) 

شاخص قدرت نسبی یا RSI (Relative Strength Index) یکی از معروف‌ترین اندیکاتورهای مومنتوم در تحلیل فنی است که معمولاً برای سنجش قدرت خریداران در مقایسه با قدرت فروشندگان در یک بازه زمانی خاص استفاده می‌شود و به معامله‌گران کمک می‌کند تا سریع‌تر از ساختار بازار مطلع شوند. این اندیکاتور انحراف‌های قیمت را می‌سنجد و می‌تواند نقاط ورود و خروج معاملات را نشان دهد. این اندیکاتور به صورت عمده به ۲ بخش تقسیم می‌شود: بازه‌های خرید و فروش.

RSI معمولاً در بازه‌هایی از ۰ تا ۱۰۰ نشان داده می‌شود. این بازه‌های عددی نشان می‌دهند که قدرت قیمت‌ها در بازار چقدر است و اگر RSI به مقادیر خاصی برسد، ممکن است نشان دهنده وضعیت خرید یا فروش بازار باشد. وقتی RSI بیشتر از ۷۰ می‌شود، به عنوان یک حد بالا (overbought) شناخته می‌شود که معمولاً نشان‌دهنده این است که قیمت به طور قابل توجهی بالاتر از آنچه ممکن است انتظار داشته باشیم رفته و ممکن است بازار به “خرید” وارد شده باشد.

به عبارت دیگر، احتمال اینکه قیمت از حد بالایی که معمولاً به عنوان “طبیعی” در نظر گرفته می‌شود، فراتر رود و بازار در وضعیت خرید فشرده قرار داشته باشد، وجود دارد و زمانی که RSI پایین‌تر از ۳۰ می‌شود، ممکن است بازار به “فروش” وارد شده باشد.

با این حال، تنها RSI به تنهایی نباید برای اتخاذ تصمیمات معاملاتی استفاده شود. بهتر است آن را با سایر اندیکاتورها و الگوهای قیمتی دیگر، همانند میانگین متحرک یا نقاط حمایت و مقاومت، به کار برد تا تصمیمات معاملاتی دقیق‌تری داشت و همچنین، تجربه و تست استراتژی‌های مبتنی بر RSI در بازار واقعی می‌تواند به معاکله‌گران کمک کند تا عملکرد و اثربخشی آن را بهتر متوجه شوند.

شاخص قدرت نسبی یا RSI (Relative Strength Index) یکی از معروف‌ترین اندیکاتورهای مومنتوم در تحلیل فنی است

۳. شاخص MACD (Moving Average Convergence Divergence) 

شاخص MACD یکی از پرکاربردترین اندیکاتورهای تحلیل فنی در بازارهای مالی است که بر مبنای میانگین متحرک دوتایی ساخته شده و برای تحلیل روند بازار و تغییرات قیمتی به کار می‌رود. این شاخص کمک می‌کند تا معامله‌گر روند بازار و نقاط ورود و خروج را تعیین کند. این اندیکاتور معمولاً از دو خط اصلی تشکیل شده است: خط MACD و سیگنال.

  1. خط MACD (Moving Average Convergence Divergence): این خط از تفاوت میانگین متحرک اکسپوننشیال (EMA) ۲ دوره زمانی مختلف به دست می‌آید. این تفاوت بین ۲ EMA میانگین شده و خط MACD را تشکیل می‌دهد. اگر خط MACD به بالاتر از صفر حرکت کند، نشانگر این است که EMA دوره کوتاه‌تر، بیشتر از EMA دوره بلندتر است که ممکن است نشانگر رشد قیمت باشد. از طرف دیگر، اگر خط MACD به پایین از صفر برود، می‌تواند نشان دهنده کاهش قیمت باشد.
  2. خط سیگنال (Signal Line): در شاخص MACD، خط سیگنال یکی از اجزای اصلی است که از میانگین متحرک اکسپوننشیال (EMA) به دست می‌آید. این خط سیگنال به عنوان یک خط معمولاً کوتاه‌مدتتر از خط MACD استفاده می‌شود و به عنوان یک سیگنال برای خط MACD عمل می‌کند. وقتی خط MACD از خط سیگنال به بالا برود، این می‌تواند یک سیگنال خرید نشان دهد و وقتی که از بالا به پایین رفته، ممکن است نشان‌دهنده یک سیگنال فروش باشد.

در استراتژی‌های اسکالپینگ، MACD ممکن است به عنوان یکی از ابزارهای تصمیم‌گیری برای نقاط ورود و خروج از معاملات استفاده شود. به عنوان مثال: وقتی خط MACD از خط سیگنال بالا برود، ممکن است نشانگر این باشد که بازار در حال رشد است و معامله‌گر ممکن است به دنبال نقطه ورود خرید باشد. اما در مقابل وقتی که خط MACD از خط سیگنال به سمت پایین‌تر حرکت کند، می‌تواند نشان دهنده این باشد که بازار در حال کاهش است و معامله‌گر احتمالا باید به دنبال نقطه خروج یا نقطه ورود برای فروش باشد.

۴. شاخص باند بولینگر (Bollinger Bands)

شاخص باند بولینگر یکی از معروف‌ترین اندیکاتورهای تحلیل فنی است که توسط جان بولینگر ابداع شده و به عنوان یک ابزار مفید برای تحلیل و پیش‌بینی حرکت قیمت در بازار مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این اندیکاتور اطراف قیمت را به صورت نرمال می‌کند و به معامله‌گران کمک می‌کند تا سطوح پشتیبانی و مقاومت را مشخص کنند. این شاخص از ۳ باند تشکیل شده است که به صورت خطوطی حول میانگین متحرک ساده (SMA) قرار می‌گیرند:

  • باند میانی (Middle Band): این باند معمولاً از میانگین متحرک ساده (SMA) با دوره‌های زمانی معینی (مثلاً ۲۰ روز) به دست می‌آید و به عنوان خط میانی نمایش داده می‌شود که به عنوان مرکزی‌ترین نقطه برای اندازه‌گیری روند قیمت‌ها به کار می‌رود.
  • باند بالایی (Upper Band): این باند با افزودن یک استاندارد انحراف معمولاً ضربدری از انحراف معیار قیمت‌ها به میانگین متحرک ساده (SMA) به دست می‌آید. این باند به عنوان حد فوقانی یا مرز بالایی ممکن است برای تشخیص احتمالی بالاترین قیمت‌ها در بازار مفید باشد.
  • باند پایینی (Lower Band): این باند نیز با کم کردن یک استاندارد انحراف معمولاً ضربدری از انحراف معیار قیمت‌ها از میانگین متحرک ساده (SMA) به دست می‌آید. این باند به عنوان حد پایینی یا مرز پایینی برای تشخیص احتمالی پایین‌ترین قیمت‌ها در بازار می‌تواند به خوبی برای معامله‌گران عمل کند.
شاخص باند بولینگر یکی از معروف‌ترین اندیکاتورهای تحلیل فنی است

استراتژی اسکالپ با ایچیموکو 

استراتژی اسکالپ با استفاده از ایچیموکو (Ichimoku Kinko Hyo) یک استراتژی معاملاتی کوتاه‌مدت مبتنی بر استفاده از اندیکاتور ژاپنی ایچیموکو است که برای تحلیل و پیش‌بینی روند بازار به کار می‌رود و بر استفاده از این اندیکاتور برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی تمرکز دارد. این استراتژی به معامله‌گران کمک می‌کند تا به سرعت و با دقت نقاط ورود و خروج معاملات خود را شناسایی کنند. اندیکاتور ایچیموکو یک اندیکاتور تکنیکال است که از پنج خط تشکیل شده است:

  • خط پایه (Tenkan-sen): این خط معمولاً با میانگین قیمت بالا و پایین در ۷ یا ۹ روز آینده محاسبه می‌شود. این خط نیز به عنوان خط همانند یک میانگین متحرک کوتاه‌مدت عمل می‌کند.
  • خط تبدیل (Kijun-sen): خط کیجونسن نیز به میانگینی از قیمت بالای رکود و قیمت پایین رکود در یک دوره بلندتر (معمولاً ۲۶ یا ۳۰ روز) نگاه می‌کند. این خط به عنوان یک نمایانگر کند و پایدار از روند بازار عمل می‌کند.
  • نقطه چیکو (Chikou Span): چیکو در زبان ژاپنی به معنی دره کم‌عمق است. این خط معمولاً قیمت ۲۶ قبل را نسبت به قیمت الان مقایسه می‌کند به عنوان یک خط بازیابی یا سیگنال استفاده می‌شود.
  • خطوط ابری A و B (Senkou Span A&B): این دو خط به طور معمول با میانگینی از خطوط Tenkan-sen و Kijun-sen در آینده محاسبه می‌شوند. Senkou Span A میانگینی از (Tenkan-sen + Kijun-sen  در ۹ روز آینده است و Senkou Span B میانگینی از (بالاترین قیمت و پایین‌ترین قیمت در ۵۲ روز گذشته) در ۲۶ روز آینده است.
  • سنکوسان A: خط سنکوسان سریع است و با استفاده از میانگین متحرک ۹ روزه قیمت محاسبه می‌شود.
  • سنکوسان B: خط سنکوسان کند است و با استفاده از میانگین متحرک ۲۶ روزه قیمت محاسبه می‌شود.
  • ابر کومو (Kumo): ابر کومو در اندیکاتور ایچیموکو یک ناحیه بین دو خط سنکوسان است. ابر کومو می‌تواند برای شناسایی روند بازار، نقاط ورود و خروج و همچنین حمایت و مقاومت استفاده شود.

استراتژی اسکالپ با استفاده از ایچیموکو می‌تواند بر اساس نقطه‌های ورود و خروج از معامله کار کند. به عنوان مثال:

  • ورود به معامله: وقتی که خط Tenkan-sen از Kijun-sen به سمت بالا می‌رود و قیمت بین Senkou Span A و Senkou Span B حرکت می‌کند (از آنجایی که این ۲ خط به عنوان یک نواحی پشتیبانی و مقاومت در نظر گرفته می‌شوند) که می‌تواند نقطه ورود به معامله باشد.
  • خروج از معامله: وقتی که خط Tenkan-sen از Kijun-sen به سمت پایین می‌رود و قیمت از ناحیه Senkou Span A و Senkou Span B خارج می‌شود که به احتمال زیاد نشان‌دهنده نقطه خروج از معامله است.

باید توجه داشت که استراتژی اسکالپ با استفاده از ایچیموکو نیازمند تحلیل دقیق‌تر و فرآیندهای تصمیم‌گیری سریع‌تر است. همچنین، ترکیب آن با سایر اندیکاتورها و الگوهای قیمتی دیگر می‌تواند به دقت و قدرت پیش‌بینی‌های معاملاتی کمک کند.

استراتژی اسکالپ با فیبوناچی 

استراتژی اسکالپ با استفاده از ابزارهای فیبوناچی مبتنی بر استفاده از سطوح پشتیبانی و مقاومت کلیدی در بازارهای مالی است. این استراتژی بر اساس نسبت‌های معین موجود در دنباله اعداد فیبوناچی تحلیل می‌شود که شامل نسبت‌های ۰.۲۳۶، ۰.۳۸۲، ۰.۵۰۰، ۰.۶۱۸ و ۰.۷۸۶ هستند. این استراتژی به تریدرها کمک می‌کند تا به سرعت و با دقت نقاط ورود و خروج معاملات خود را شناسایی کنند.

نسبت‌های فیبوناچی:

  • ۰.۶۱۸: نسبت طلایی.
  • ۰.۳۸۲: نسبت طلایی معکوس
  • ۰.۵۰۰: میانگین متحرک
  • ۰.۲۳۶: سطح حمایت یا مقاومت

استفاده از این استراتژی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تعیین ترند اصلی: قبل از هر چیز، تعیین ترند اصلی با استفاده از ابزارهای فیبوناچی انجام می‌شود. این ترند می‌تواند با استفاده از روند قیمتی گذشته یا حتی ابزارهای فیبوناچی رسم شده بر روی نمودار صورت بگیرد.
  • ترسیم سطوح فیبوناچی: با استفاده از نقاط مهم مثل قیمت بالا و پایین یک بازه زمانی معین، سطوح فیبوناچی (معمولاً ۲۳.۶٪، ۳۸.۲٪، ۵۰٪، ۶۱.۸٪ و ۷۸.۶٪) رسم می‌شوند.
  • شناسایی سطوح پشتیبانی و مقاومت: این سطوح با استفاده از سطوح فیبوناچی مشخص می‌شوند. سطح ۵۰٪ به عنوان مرکزی‌ترین سطح و سطوح ۳۸.۲٪ و ۶۱.۸٪ به عنوان سطوح مهم‌ترین پشتیبانی و مقاومت در نظر گرفته می‌شوند.
  • ورود و خروج از معاملات: وقتی که قیمت به سطوح فیبوناچی می‌رسد، معاملات ممکن است آغاز شود. برخی از معاملات می‌توانند در نزدیکی سطوح پشتیبانی (مانند ۳۸.۲٪) با خرید و یا نزدیکی سطوح مقاومت (مانند ۶۱.۸٪) با فروش آغاز شوند. خروج از معامله معمولاً وقتی قیمت به سطوح بالاتر یا پایین‌تر از این سطوح می‌رسد انجام می‌شود.
  • استفاده از مناسب‌ترین تایم‌ فریم: معمولاً در این استراتژی از تایم‌فریم‌های کوتاه‌مدت استفاده می‌شود تا تغییرات کوتاه مدت قیمت‌ها را در سطوح فیبوناچی مشاهده کنید و ورود یا خروج از معاملات را انجام دهید.

استراتژی اسکالپ با استفاده از ابزارهای فیبوناچی نیازمند دقت و تحلیل دقیق‌تر در حرکت‌های قیمتی است. همچنین، ممکن است با ترکیب آن با الگوهای قیمتی دیگر و استفاده از سایر اندیکاتورها، دقت و عملکرد آن افزایش یابد.

فرض کنید قیمت طلا در حال حاضر در روند صعودی قرار دارد. یک معامله‌گر اسکالپ در صورتی که قیمت طلا از سطح ۰.۶۱۸ بالاتر بروند، ممکن است وارد معامله خرید شود؛ چرا که معتقد است که قیمت احتمالاً ادامه روند صعودی خود را خواهد داشت. در این مثال، معامله‌گر می‌تواند حد ضرر خود را در سطح ۰.۳۸۲ فیبوناچی قرار دهد. این حد ضرر به وی اجازه می‌دهد تا در صورت حرکت قیمت در خلاف جهت مورد نظر او، ضررهای خود را محدود کند. همچنین می‌تواند حد سود خود را در سطح ۱.۶۱۸ فیبوناچی قرار دهد که باعث می‌شود از سودهای احتمالی خود، حداکثر استفاده را کند.

نکات مهم برای استراتژی اسکالپ با فیبوناچی

  • تجربه و تمرین: اسکالپ با فیبوناچی یک مهارت است که با تجربه و تمرین بهبود می‌یابد. تریدرها باید از تمرین منظم برای بهبود مهارت‌های خود در اسکالپ استفاده کنند.
  • مدیریت ریسک: اسکالپ یک استراتژی معاملاتی پرریسک است و باید از مدیریت ریسک مناسب استفاده کرد تا مانع ضررهای سنگین شود.
  • انعطاف‌پذیری: بازارهای مالی همیشه در حال تغییر هستند. تریدرها باید انعطاف‌پذیر باشند و بتوانند استراتژی خود را با شرایط بازار تنظیم کنند.
استراتژی اسکالپ با استفاده از ابزارهای فیبوناچی نیازمند دقت و تحلیل دقیق‌تر در حرکت‌های قیمتی است.

استراتژی اسکالپ بیت کوین 

استراتژی اسکالپ بیت‌کوین، مانند استراتژی‌های اسکالپ در بازارهای مالی دیگر، برای معامله‌گرانی که تمایل دارند از نوسانات کوتاه‌مدت در قیمت‌ها استفاده کنند، مناسب است. در این استراتژی، معامله‌گران تلاش می‌کنند از نوسانات کوتاه‌مدت و تغییرات ناگهانی در قیمت بیت‌کوین بهره‌مند شده و سود به دست آورند. این استراتژی بر شناسایی حرکات قیمتی کوچک و سریع در بازار بیت کوین تمرکز دارد. اسکالپرهای بیت کوین معمولاً از اندیکاتورهای تکنیکال برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی استفاده می‌کنند.

مراحل استراتژی اسکالپ بیت کوین 

  • شناسایی روند بازار: اولین قدم در استراتژی اسکالپ بیت کوین، شناسایی روند بازار است. معامله‌گران باید بتوانند تشخیص دهند که بازار در روند صعودی، نزولی یا خنثی قرار دارد.
  • تحلیل فنی و الگوهای قیمتی: اغلب معامله‌گران برای تصمیم‌گیری در مورد ورود یا خروج از معامله از تحلیل فنی و الگوهای قیمتی مانند مثلث‌ها، کانال‌ها، و ترندهای قیمتی استفاده می‌کنند.
  • زمان بندی ترید: معمولاً در اسکالپ بیت‌کوین، معامله‌ها بر روی بازه زمانی کوتاهتر از دقیقه‌ای تا چند دقیقه صورت می‌گیرد. معامله‌گران در تلاش هستند که از حرکت‌های کوتاه‌مدت قیمت بیت‌کوین استفاده کنند.
  • شناسایی نقاط ورود و خروج: پس از شناسایی روند بازار، معامله‌گر باید نقاط ورود و خروج مناسب را شناسایی کند. این نقاط معمولاً در نقاط شکست سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای قیمتی و همچنین اندیکاتورهای تکنیکال قرار دارند.
  • استفاده از حد ضرر: استفاده دائمی از حد ضرر برای جلوگیری از زیان‌های سنگین ضروری است. حد ضرر یک سفارش است که به معامله‌گر اجازه می‌دهد تا معامله خود را در صورت حرکت قیمت در خلاف جهت مورد نظر او، با ضرر محدود ببندد.
  • مدیریت ریسک: به دلیل طبیعت کوتاه‌مدت معاملات اسکالپ، مدیریت ریسک بسیار حیاتی است. معامله‌گران می‌توانند از استراتژی‌های مدیریت سرمایه و استفاده از استاپ لاس متناسب با اهداف خود برای کاهش ریسک استفاده کنند.
  • سرعت و پیوستگی: اسکالپ بیت‌کوین نیازمند سرعت بسیار بالا و پیوستگی است. معامله‌گران باید به طور مداوم بازار را نظاره کنند و در صورت لزوم، سریعاً تصمیم‌های معاملاتی خود را اجرا کنند.

انواع استراتژی‌های اسکالپ بیت کوین 

  • استراتژی اسکالپ با اندیکاتورهای تکنیکال: استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال مانند میانگین‌های متحرک، شاخص قدرت نسبی (RSI)، شاخص MACD، باندهای بولینگر و ایچیموکو
  • استراتژی اسکالپ با الگوهای قیمتی: استفاده از الگوهای قیمتی مانند مثلث، سر و شانه، و پرچم برای شناسایی نقاط ورود و خروج
  • استراتژی اسکالپ با اخبار و رویدادهای اقتصادی: استفاده از اخبار و رویدادهای اقتصادی مانند انتشار گزارش‌های اقتصادی، سخنرانی‌های مقامات دولتی و تغییرات سیاسی برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی.
اسکالپرهای بیت کوین معمولاً از اندیکاتورهای تکنیکال برای شناسایی فرصت‌های معاملاتی استفاده می‌کنند.

مدیریت ریسک در اسکالپ 

مدیریت ریسک در استراتژی‌های اسکالپ، مانند سایر استراتژی‌های معاملاتی، بسیار حیاتی است. چرا که معامله‌های کوتاه‌مدت و در تعداد بالا ممکن است خطراتی را ایجاد کنند.مدیریت ریسک در اسکالپ به معنای محدود کردن ضررهای احتمالی در معاملات اسکالپ است در ادامه چند راهکار برای مدیریت ریسک در استراتژی اسکالپ را بررسی می‌کنیم؛

۱. استفاده از استاپ لاس (Stop Loss) 

استاپ لاس یا حد ضرر یک روش متداول در مدیریت ریسک است. با قرار دادن یک سطح استاپ لاس مناسب در هر معامله، معامله‌گران می‌توانند خسارت خود را محدود کنند در صورتی که قیمت در مسیر معکوس حرکت کند.  با استفاده از خد ضرر در استراتژی اسکالپینگ، معامله‌گران قادرند به طور دقیق‌تر و مؤثرتر ریسک معاملات خود را مدیریت کنند. این ابزار به آن‌ها اجازه می‌دهد تا خودکار و به طور فوری در صورتی که بازدهی از یک سطح خاص پایین‌تر برود، معامله را ببندند و خسارت را کاهش دهند.

مزایا:

  • مدیریت ریسک بهتر: اجازه می‌دهد تا معامله‌گر خسارت‌های ممکن را محدود کرده و از از دست دادن سریع سرمایه جلوگیری کند.
  • اجرای اتوماتیک: به صورت اتوماتیک معامله را در نقطه‌ای که معامله‌گر تعیین کرده‌ می‌بندد، بدون نیاز به حضور وی.
  • احتمال کاهش تصمیمات احساسی: که کمک می‌کند تا تصمیمات بر اساس قوانین و استراتژی‌های مشخص شده گرفته شود و از تصمیمات احساسی در شرایط استرس‌زا جلوگیری می‌کند.

۲. محدود کردن اندازه معاملات 

این روش به معامله‌گران کمک می‌کند تا مقدار سرمایه‌گذاری در هر معامله را کنترل کرده و خسارت‌های احتمالی را محدود کنند. تعیین اندازه دقیق معاملات می‌تواند بر اساس میزان سرمایه، ریسک تحملی، و ریسک هر معامله تعیین شود. به عنوان مثال، یک معامله‌گر ممکن است تصمیم بگیرد که در هر معامله، فقط ۱٪ یا ۲٪ از سرمایهٔ کل خود را ریسک کند. این موضوع به این معناست که اگر سرمایه کل برابر با ۱۰٬۰۰۰ دلار باشد، هر معامله فقط مقدار ۱۰۰ یا ۲۰۰ دلار از سرمایهٔ کل را در بر دارد. این روش به معامله‌گر کمک می‌کند تا در صورت داشتن معاملات ضررآور، خسارت را به حداقل برساند و سرمایهٔ خود را حفظ کند.

مزایا:

  • مدیریت ریسک بهتر: تعیین مقدار مشخصی از سرمایه برای هر معامله باعث کاهش خطر از دست دادن مبالغ زیادی در یک معامله خاص می‌شود.
  • حفظ سرمایه: با محدود کردن مقدار سرمایه در هر معامله، معامله‌گر می‌تواند در صورت وقوع خسارت، سرمایهٔ خود را حفظ کند و از از دست دادن بزرگی جلوگیری کند.
  • آرامش و دوری از فشار روانی: با داشتن مقدار مشخصی از سرمایه برای هر معامله، معامله‌گر قادر است به طور عقلانی‌تر و با آرامش بیشتر به معاملات خود نگاه کند و از تصمیمات احساسی جلوگیری کند.

۳. نسبت ریسک به پاداش (Risk-to-Reward Ratio) 

نسبت پاداش به خطر (Risk-to-Reward Ratio) در استراتژی اسکالپ به معامله‌گران کمک می‌کند تا موازنه‌ای بین میزان سود قابل انتظار و میزان خطر در هر معامله ایجاد کنند. این نسبت به این معناست که معامله‌گران قبل از ورود به معامله، میزان سود مورد انتظار خود را با میزان خطری که پیش‌بینی می‌شود که در صورت اشتباه کردن داشته باشند، مقایسه می‌کنند.

برای مثال، اگر یک معامله‌گر پیش‌بینی کند که هدف سود از معامله‌ای که در آن وارد می‌شود، ۲ برابر مقدار خطر ممکن در صورت ضرر است، نسبت پاداش به ریسک آن‌ها ۲ به ۲ خواهد بود. به عبارت دیگر، معامله‌گر می‌خواهد به ازای هر واحد از ریسکی که در معامله می‌پذیرد، ۲ واحد از سود پیش‌بینی شده را بدست آورد.

نسبت پاداش به خطر (Risk-to-Reward Ratio) در استراتژی اسکالپ به معامله‌گران کمک می‌کند تا موازنه‌ای بین میزان سود قابل انتظار و میزان خطر در هر معامله ایجاد کنند.

۴. تحلیل دقیق و استفاده از اندیکاتورها 

 استفاده از تحلیل دقیق و اندیکاتورهای متعدد برای تصمیم‌گیری در مورد ورود و خروج از معاملات می‌تواند به مدیریت ریسک کمک کند. اندیکاتورهایی مثل استاپ لاس دینامیک، ATR (متوسط ​​دامنه ​​واقعی) و نمودارهای قیمتی می‌توانند در تصمیم‌گیری‌های معاملاتی مفید باشند. استفاده از اندیکاتورها و تحلیل دقیق باعث می‌شود معامله‌گران به شناسایی الگوهای قابل پیش‌بینی در بازار بپردازند و بر اساس آن‌ها تصمیمات معاملاتی بهتری بگیرند. با این حال، بسیار حیاتی است که معامله‌گران از تعداد اندیکاتورها و الگوهای استفاده شده در یک زمان خاص، اطمینان حاصل کنند و از در دام اطمینان کاذب ناشی از تحلیل‌های اضافی گرفتار نشوند.

در نهایت مدیریت ریسک همچنین نیازمند مدیریت مالی مناسب و کنترل احساسات است. معامله‌گران باید از دست دادن را قبول کرده و احساساتی مثل ترس و طمع را کنترل کنند. توانایی کنترل استرس و فشار ناشی از معاملات فراوان و سریع در استراتژی اسکالپینگ بسیار مهم است.

اشتباهات رایج در اسکالپ 

در استراتژی اسکالپ، معامله‌گران ممکن است با اشتباهاتی مواجه شوند که می‌تواند به ضررهای مالی منجر شود. برخی از اشتباهات رایج در اسکالپ را در ادامه بررسی می‌کنیم؛

۱. عدم استفاده از تحلیل مناسب

برخی از معامله‌گران به دلیل فشار زمانی ورود به معاملات، از تحلیل مناسب صرف‌نظر می‌کنند و به تصمیماتی احساسی می‌رسند که ممکن است منجر به معاملات پرضرر شوند. بدون تحلیل مناسب، عواقب زیر در انتظار معامله‌گران است:

  • ممکن است تصمیم‌های احساسی بگیرند و از دیدگاه منطقی فاصله بگیرند.
  • نقاط ضعف و فرصت‌های بازار را به درستی نبینند.
  • در تحلیل قیمت‌ها دچار اشتباه شوند و نقاط ورود و خروج را اشتباه تعیین کنند.
  • فرصت‌های موجود در بازار را از دست بدهند یا بدون آمادگی وارد معاملات شوند.
  • ریسک‌های معاملاتی را افزایش دهند که ممکن است به از دست دادن سود و خطرات بیشتر منجر شود.
  • بنابراین، تحلیل صحیح و منطقی اطلاعات بازار برای مدیریت ریسک و اتخاذ تصمیمات هوشمند بسیار حیاتی است.

۲. نادیده گرفتن مدیریت ریسک

این مورد یکی از اشتباهات بسیار جدی در استراتژی‌های اسکالپ است که می‌تواند منجر به مشکلات و ضررهای زیادی برای معامله‌گران شود. مشکلاتی مثل:

  • افزایش خطرات معاملاتی
  • از دست دادن سرمایه
  • تاثیرات منفی روانی
  • از دست رفتن فرصت‌ها برای تصحیح اشتباهات و انجام معاملات بهتر
  • کاهش امکان بازگشت به حالت اولیه

۳. استفاده بیش از حد از اهرم

اهرم می‌تواند سودهای معاملات را افزایش دهد، اما می‌تواند ضررهای معاملات را نیز افزایش دهد. استفاده بیش از حد از اهرم می‌تواند منجر به ضررهای سنگین شود. از طریق اهرم، معامله‌گران قادر خواهند بود که در زمان کوتاهی مقدار زیادی از سرمایه خود را در معامله بگذارند. اگر معامله موفقیت‌آمیز نباشد، می‌تواند به از دست دادن سرمایه در ابعادی بزرگ منجر شود. از جمله خطراتی که این موضوع ایجاد می‌کند، موارد زیر هستند:

  • احتمال ضرر بیشتر: وقتی استفاده از اهرم زیاد است، حجم معاملات نیز بالا می‌رود و در نتیجه حتی کوچکترین حرکت‌های قیمتی نیز می‌تواند به ضررهای بزرگتری منجر شود که باعث افزایش احتمالات ضرر و از دست دادن سرمایه خواهد شد.
  • بدهی و مشکلات مالی: استفاده بیش از حد از اهرم ممکن است بدهی و مشکلات مالی بیشتری برای معامله‌گران به دنبال داشته باشد.
  • تصمیمات غیرمنطقی: در شرایط استفاده بیش از حد از اهرم، فشار بیشتری بر روی معامله‌گران وارد می‌شود و این امر می‌تواند تصمیمات عجولانه و غیرمنطقی در معاملات را به دنبال داشته باشد.
اهرم می‌تواند سودهای معاملات را افزایش دهد،

۴. معاملات بیش از حد یا Overtrading

این مورد یکی از اشتباهات رایج در استراتژی‌های اسکالپ است که معمولاً به دلیل چند عامل اتفاق می‌افتد و می‌تواند به مشکلاتی برای معامله‌گران منجر شود:

  1. اضافه کردن خطر بیشتر: انجام معاملات بیش از حد به معنای افزایش ریسک است. هر معامله دارای میزانی ریسک است و انجام معاملات بیش از اندازه می‌تواند منجر به افزایش خطرات و از دست دادن سرمایه شود.
  2. کاهش دقت و تحلیل: وقتی تریدری بیش از حد معامله انجام می‌دهد، احتمالاً دقت و تحلیل منطقی در مورد هر معامله کاهش می‌یابد که در نهایت ممکن است به انجام معاملات غیرمنطقی و بدون تحلیل درست بیانجامد.
  3. اضطراب و فشار روحی: تعداد زیاد معاملات افزایش اضطراب و فشار روحی برای معامله‌گران را به دنبال دارد که باعث افزایش خطرات احساسی و تصمیم‌های عجولانه می‌شود.
  4. افزایش هزینه‌ها: هر معامله هزینه‌هایی همچون کارمزد و سایر هزینه‌های معاملاتی را دارد که با انجام معاملات بیش از حد، هزینه‌ها افزایش سودآوری کاهش پیدا می‌کنند.
  5. کاهش بهره‌وری: انجام معاملات بیش از اندازه و بی‌رویه ممکن است باعث خستگی و کاهش تمرکز در تحلیل و انجام معاملات شود که نتیجه‌ای جز زیان بالاتر به دنبال نخواهد داشت.

با این حال، اورتردینگ قابل مدیریت است. معامله‌گران می‌توانند با ایجاد یک برنامه معقول برای تعیین تعداد معاملات و تحلیل منطقی بازار، از این اشتباه جلوگیری کنند و به بهبود عملکرد خود برای استراتژی‌های اسکالپ برسند.

۵. عدم آمادگی، دانش و تجربه کافی

ورود به استراتژی اسکالپ بدون آمادگی و تجربه کافی می‌تواند باعث ضررهای زیادی شود. این استراتژی نیازمند تجربه و آشنایی عمیق با بازار است. اگر تریدری بدون دانش و تجربه کافی اقدام کند، با مشکلات و خسارت‌هایی مثل ریسک بالا در معاملات، اتخاذ تصمیمات نامناسب، افزایش استرس و فشار روانی و کاهش اعتماد به نفس روبه‌رو شود که نتیجه همه آن‌ها، زیان گسترده و از دست دادن سرمایه خواهد بود.

پیشنهاد خواندنی: چگونه تریدر حرفه‌ای شویم؟

۶. نادیده گرفتن هزینه‌های تراکنش

این هزینه‌ها معمولاً شامل کارمزد‌های بورس یا صرافی، هزینه‌های انتقال و هزینه‌های دیگری مثل spread می‌شوند. این هزینه‌ها می‌توانند تأثیرات قابل توجهی بر روی سودآوری معاملات داشته باشند؛

  1. کاهش سودآوری: هر معامله هزینه‌هایی دارد که بر سودآوری آن معامله تأثیر می‌گذارند. عدم محاسبه این هزینه‌ها می‌تواند باعث کاهش سود قابل انتظار از هر معامله شود.
  2. تأثیر بر ریسک و مدیریت سرمایه: این هزینه‌ها می‌توانند به صورت غیرمستقیم به کاهش سرمایه معامله‌گران منجر شده و در نتیجه، مدیریت سرمایه و ریسک معاملات را دشوارتر کنند.
  3. تحلیل نادرست سودآوری: وقتی که هزینه‌های تراکنش در تحلیل‌های معاملاتی نادیده گرفته می‌شوند، ممکن است ارزیابی اصلی در مورد سودآوری واقعی معاملات اشتباه باشد و معامله‌گر به اشتباه فکر کند که معاملات سود بالاتری دارند.
  4. تصمیمات نادرست در مورد معاملات: عدم در نظر گرفتن هزینه‌های تراکنش منجر به این می‌شود که معامله‌گران وارد معاملاتی شوند که به طور واقعی با توجه به هزینه‌های تراکنش، سودآوری کمی دارند یا حتی ممکن است زیان‌ده نیز باشند.

سخن پایانی

استراتژی اسکالپ در تمام بازارهای مالی، کاربرد دارد. اسکالپ یک روش معاملاتی با فرکانس بالاست که دانش و تجربه برای موفقیت در آن، عناصر حیاتی هستند. سازگاری با تکنیک‌های مختلف و کارایی در بازارهای طلا، ارزهای دیجیتال و فارکس باعث شده که تبدیل به یکی از محبوب‌ترین استراتژی‌ها شود؛ مخصوصا اینکه انجام معاملات در بازه‌های زمانی کوتاه و دیدن بلافاصله سود، هیجان بالایی در معامله‌گران ایجاد می‌کند. 

اما همین کوتاه بودن تایم فریم، پاشنه آشیل استراتژی اسکالپ نیز هست. به همین خاطر باید با دانش کافی و استفاده از روش‌های مدیریت ریسک، اقدام به معامله از طریق آن کرد.

سوالات متداول

وین ریت بالا در اسکالپینگ به چه معناست؟

وین‌ریت بالا در اسکالپینگ به معنی درصد بالایی از معاملات سودآور در مقایسه با معاملات ضررده است. به طور کلی، وین ریت بالای ۷۰% در اسکالپینگ ایده‌آل تلقی می‌شود.

چه عواملی در وین ریت (نرخ برد) اسکالپینگ نقش دارند؟

انتخاب استراتژی مناسب
مدیریت ریسک
تحلیل تکنیکال
کنترل احساسات و انضباط در معاملات

بهترین استراتژی اسکالپ با وین ریت بالا کدام است؟

نمی‌توان هیچ استراتژی واحدی را به عنوان بهترین استراتژی اسکالپ با وین‌ریت بالا معرفی کرد. بهترین استراتژی برای هر معامله‌گر به عوامل مختلفی مانند شخصیت معاملاتی معامله‌گر، تجربه، ریسک‌پذیری و شرایط بازار بستگی دارد.

منابع: ig | axiory

به این مقاله امتیاز دهید
درباره سحر محمدی
بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات کاربران

اولین نفری باشید که نظر می دهید

جدیدترین اخبار و آموزش‌های همستر